۱۷ بهمن ۱۳۹۰

قطعهای کوتاه در پیشواز پیام نورانی خورشید انقلاب:
شهرت سرو وطن قامت رعنایی توست
نور امید ز لبخند تماشایی توست
مطلعالفجر که زد تیغ به تاریکی شب
خاطرش خوش به دم و لحن مسیحایی توست
آنچه امروز ز دیوان جهان خواب گرفت
سالها جوشش دانایی و شیدایی توست
قسمتی از پیام رهبر معظم انقلاب به ملت ایران، به مناسبت بیستمین سالگرد انقلاب اسلامی 1377/11/21:
« با پيروزى انقلاب اسلامى و سر برافراشتن جمهورى اسلامى بطور همزمان دو جريان عظيم در سراسر گيتى آغاز شد :
اول : روند ستايش و اميد و درس گيرى از سوى ملتهاى مستضعف و زير ستم، بخصوص در كشورهاى اسلامى و نيز مسلمانان سراسر جهان و همهى آزادانديشان عالم.
دوم : روند نگرانى و توطئه و دشمنى از سوى دولتهاى مستكبر و صهيونيستها و سرمايهداران غارتگر بينالمللى و نيز وابستگان آنها در برخى كشورهاى ديگر.
جريان اول كه سرگذشتى ناگفته و عمداً مكتوم مانده و بسى درس آموز و عبرت انگيز دارد، يكى از پديدههاى كم نظير تاريخ است و سزاوار است محققان جوان و پيگير ما در زمينههاى سياسى و اجتماعى و تاريخى در بارهى آن به كنكاش برخيزند. خلاصهيى از اين سرگذشت آن است كه با تشكيل جمهورى اسلامى در ايران، مسلمانان در همهى جهان هويتى تازه يافتند و احساس عزت و شخصيت اسلامى، در آنان دميده شد، كوشش مستمرى كه در طول دهها سال از سوى قدرتهاى استعمارى و استكبارى براى تحقير مسلمانى و مسلمانان بكار رفته بود، نقش بر آب گشت و در همه جاى دنياى اسلام روحيهى افتخار به اسلام و مسلمان بودن رو به رشد و گسترش گذاشت.
نهضتهاى فرهنگى و سياسى از سوى جوانان و آزادگان مسلمان در چهارگوشهى عالم شكل گرفت، از غير مسلمانان كسان بسيارى به اسلام و مكتب انقلابى آن ايمان آوردند و كسان بسيارِ ديگرى به ديانت و رسالت دين در تحولات اجتماعى دل بستند، و امام خمينى عظيم، همچون رمز هويت اسلامى و پرچمدار مبارزه با استكبار و فرعونها و زورگويان بينالمللى شناخته شد. كسانيكه توفيق نظاره و تامل در تظاهرات ملتها و ابراز احساسات عميق آنان نسبت به جمهورى اسلامى و امام راحل و مسؤولان برجستهى آن را پس از انقلاب تا امروز داشتهاند و شوق و شور و ستايش و تحسين بيسابقهى آنان را نسبت به اين بنيان رفيع و همچنين نسبت به مسؤولان و شعارها و پرچم كشورمان در تمام مدت اين بيست سال ديده يا شنيدهاند، ميتوانند عظمت اين پديده را ادراك كنند.
در بسيارى از كشورهاى اسلامى، حاكميت دين و عزت و استقلال اسلامى، شعار مبارزان و جوانان و روشنفكران شد و خيل عظيمى از جوانان آنان، منش و رفتار جوانان ايرانى را الگوى خود قرار دادند. و بسيارى از روساء و سياستمداران آنان نيز تظاهر به مسلمانى و ديانت را از سر مصلحت، جايگزين تظاهر به بيدينى و بى بند و بارى كردند!
اين جريان يعنى پشتيبانى و طرفدارى و سرسپردگى مسلمانان و آزاديخواهان در سراسر جهان نسبت به جمهورى اسلامى و ملت ايران با وجود تبليغات خصمانهى شبكهى تبليغاتى استكبارى كه شبانه روز بر ضد ايران اسلامى سرگرم كار است، همچنان ادامه دارد و تا وقتى ملت ايران در مواضع انقلابى و اسلامى افتخار آميز خود ثابت قدم است، ادامه خواهد داشت انشاءاللَّه.
جريان دوم، يعنى روند دشمنيها و كينهها و توطئهها از نخستين روزهاى پيروزى انقلاب آغاز شد و بتدريج با زائل شدن حيرت و گيجى و سردرگمىيى كه سياستمداران دولتهاى استكبارى و غارتگران و صهيونيستها بر اثر پيروزى انقلاب اسلامى در اين نقطهى حساس جهان بدان دچار شده بودند، گسترش و عمق و تنوع يافت. پيشرو و پرچمدار اين خصومت آشتى ناپذير دولت امريكا و زائدهى صهيونيست آن در خاورميانه بودند كه با سقوط رژيم پهلوى، مطيعترين متحد و مزدور خود در منطقه را از دست داده و از منافع نامشروع سياسى و اقتصادى خود در ايران محروم شده بودند. شرح اين روند خباثت آميز و بغض آلود و برخاسته از كينهيى عميق در سطور و صفحاتى معدود نميگنجد و ظرفيت دهها كتاب و هزاران صفحه براى تبيين آن لازم است، كه بحمداللَّه نوشتههاى آگاهانهيى در اين زمينه در دسترس همگان است. نگاهى به فهرست اين تلاشهاى خصمانه كه شامل اقدامهاى سياسى و تهاجمات نظامى وتدارك كودتاها و شورش آفرينى در مناطق متعددى ازكشور و محاصرهها و توطئههاى اقتصادى و حبس ذخائر ارزى و به كار گيرى صدها راديو و روزنامه و دهها هزار مقاله و گفتار تبليغاتى، و درسالهاى اخير، شبيخون همهجانبهى فرهنگى است، مىتواند عمق دشمنى غارتگران بينالمللى و صهيونيستها و قدرتهاى استكبارى و در رأس همه دولت امريكا را با اسلام و انقلاب اسلامى و ملت انقلابى ايران نشان دهد.
تنها يكى از اين اقدامهاى خصمانه، تشويق و تحريك و سپس كمك همه جانبه به رژيم عراق براى راهاندازى جنگى ويرانگر با ملت ايران بود كه هشت سال بطول انجاميد و علاوه بر خسارتهاى سنگين انسانى و مادى و ويرانگرى صدها شهر و روستا و بلعيدن امكانات گرانبهاى كشور، ملت و دولت ايران را در فرصت مغتنمى كه بايد صرف سازندگى ويرانيها و اصلاح مفاسد دوران طاغوت مىشد، به خود مشغول ساخت و هشت سال از عمر انقلاب بزرگ ما را به جنگى بزرگ و دفاع از مرزها و سرزمينهاى ميهن عزيز مصروف ساخت.
اين جريان شيطانى و رذيلانه در طول دو دهه بطور مستمر ادامه داشته و باقتضاى شرائط گوناگون، رنگ و نشانهاى مختلف يافته است، ولى خصوصيت هميشگى آن، سردمدارى امريكا و صهيونيزم، هدف هميشگى آن بازگرداندن ايران به وابستگىِ دوران رژيم پهلوى، و اصلى ترين آماج هميشگى آن سه عنصر: اسلامناب محمدى، وحدت ملى و جايگاه رهبرى بوده است. آنان مىخواستند با تهاجمات متوالى سياسى و نظامى و اقتصادى و فرهنگى و با نشانه گرفتن اصليترين پايههاى نظام اسلامى، انقلاب را از مهمترين وظائف بلندمدت خود يعنى سازندگى مادى و معنوى جامعه و كشور بازدارند و دين و انقلاب و حكومت اسلامى را در اداره كشور ناتوان نشان دهند و به اين ترتيب از الگو شدن جمهورى اسلامى در دنياى اسلام جلوگيرى كنند. اما انقلاب بزرگ ما در ميان همهى اين خصومتها، راه دشوار خود را با اقتدار و صلابت طى كرد و ملت ايران با الهام از هدايتهاى هميشه روشنگر امام راحل با ايمان و اراده و هوشيارى خود، گردنههاى دشوار را پشت سرگذاشت و به موفقيتهاى درخشان دست يافت. نه در اولين سال انقلاب كه عناصر وابسته به رژيم گذشته با كمك سفارت امريكا سعى در ايجاد آشوب و بلوا در نقاط مختلف مىكردند و قلمها و زبانهاى مزدور و گنهكار، انقلاب و اركان اساسى آن را مورد تهاجم تبليغاتى قرار مىدادند، و نه در سال 60 كه دست گنهكار گروهك منافقين و همدستانشان آتش فتنهيى بزرگ را بر افروختند و ترور و ناامنى را حتى به خانههاى مردم عادى كشاندند، و نه در دورانى كه تهران و دهها شهر كشور هدف بمباران جنگندههاى اهدايى شرق و غرب به رژيم عراق قرار داشتند، نه در دوران محاصرهى اقتصادى در عين گرفتارى كشور به هزينههاى جنگ، و نه در سالهاى آخر دهه شصت كه درآمدهاى كشور به يك سوم رسيد، نه در آنهنگام كه امام عظيمالشأن ما از ميان ملت خود رخت بربست و مردم، پدر و استاد و مرشد بزرگ و حكيم خود را از دست دادند، و نه در سالهاى بعد كه امواج خشم ديوانه وار امريكا و صهيونيزم، بخاطر ادامهى راه امام بصورت تهديد نظامى و تحميل مشكلات اقتصادى و تبليغ رسانهيى و تلاش وسيع سياسى، بسوى نظام جمهورى اسلامى و مردم ايران روانه بود. و نه تا امروز، هرگز انقلاب از پيمودن راه خود بسمت بناى كشورى آباد و آزاد و مستقل و برخوردار از عزت و نشاط و پيشرفت مادى و معنوى در زير لواى اسلام و با تكيه بر معارف و احكام قرآن، باز نايستاده و سستى به خود راه نداده است.»



