۰۴ مهر ۱۳۹۰

علل تجاوز عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران
قسمت دوم
اهداف آمریکا از تحمیل جنگ علیه ایران:
نیت آمریکا از تحمیل جنگ، دستیابی به اهداف خودش بود. هدف صدام نیز از آغاز جنگ تامین منافع خودش بود. که البته مورد استقبال آمریکا نیز نبود اما در یک مورد تلاقی منافع داشتند و آن براندازی جمهوری اسلامی و شکست انقلاب اسلامی بود.
اگرچه امریکا و كشورهاي مرتجع عربی منطقه در این جنگ با عراق همسو بودند ولی با ایجاد عراقی قدرتمند مخالف بودند. هدف کشورهایی مانند عربستان، مجازات ایران بود ولی نه به این قیمت که عراق تقویت و قدرت برتر منطقه شود. آنها از عراق بیشتر از ايران وحشت داشتند.
مشکل آنها صدور انقلاب ایران بود. نیت آنها این بود با تنبیه ایران به مردم خود ثابت کنند که چنین حركتهایی به نتیجه نميرسد و به نوعی اقدامات خودشان را موجّه جلوه دهند. لکن اصلاً از به وجود آمدن عراقی قدرتمند در منطقه استقبال نمیکردند.
و اما امریکا؛ امریکا قصد داشت تا با جنگ و اِعمال تحریمهای اقتصادی، انقلاب اسلامی ایران را شکست دهد و آبروی از دست رفته خود را به دست آورد. اما به عراق اطمینان نداشت. عراق تا پیش از این جزو اردوگاه شرق بود. مدت زیادی از کودتای آن و کنار رفتن طیف حسن البکر6 سپری نشده بود. هدف امریکا نابودی جمهوری اسلامی بود. لکن راضی نبود که خوزستان نیز از ایران جدا شود و به خاک عراق ملحق شود. تقویت عراق و تسلط آن بر منابع نفتی خلیج فارس مشکل دیگري برای امریکا در منطقه به وجود میآورد. این امر نکته ای بود که بعدها سیاست امریکا را در قبال جنگ و نحوه پایان دادن به آن تعیین کرد.
آمریکا از تحمیل جنگ به دنبال آن بود یا در درجه اول، نظام جمهوری اسلامی را ساقط کند و یا تحت فشارهای ناشی از جنگ نظامی و تحریم اقتصادی، و در عین حال اتخاذ سیاست بیطرفانه و البته منافقانه؛ جمهوری اسلامی را از آرمانها و شعارهای ضد شرق و غربش منحرف و مجبور به متمایل گشتن به بلوک غرب سازد. و بار دیگر منطقه استراتژیک ایران را تحت قیمومیت خود در آورد.
تضعیف نظام اسلامی، و جلوگیری از کارآمدی نظام اسلامی؛ از دیگر اهداف برپایی یک جنگ فرسایشی و طولانی مدت بود. با درگیر ساختن نظام نوپای جمهوری اسلامی در یک جنگ خانمانسوز میتوانست، تمام زیرساختهای کشور را از بین ببرد و چندین سال بلکه شاید چندین دهه یک کشور را به عقب براند. و از الگو شدن یک نظام اسلامی در منطقه جلوگیری کند.
***
v چرا عراق کاندیدای حمله به خاک جمهوری اسلامی ایران شد؟
متعاقب شكست فضاحت بار عمليات تفنگداران دلتا در صحراي طبس، روز هفتم ماه مه 1980، زبيگنيو برژينسكي با حضور در يك كنفرانس مطبوعاتي، بر آشفته از شكست و رسوايي مداخله نظامي مستقيم ايالات متحده در ايران، بياحتياطي! به خرج داد و گفت:
«...آمريكا قادر است «تمام كوششهاي لازم» را به عمل آورد و «تمام وسايل لازم» را نيز در اختيار دارد، تا ايران را به قبول نظريات آمريكا وادار سازد.»
شنيدن كلماتي همچون؛ «تمام كوششهاي لازم» و «تمام وسايل لازم» از دهان استراتژيست ارشد «شورای روابط خارجی» و فرمانده عمليات ثباتزدايي از ايران انقلابي، چنانچه بعدها آشكار شد، در حكم شمارش معكوس حكومت آمريكا جهت برافروختن آتش جنگي تجاوزكارانه عليه انقلاب اسلامي مردم ايران بود.
برژينسكي با كسب اختيارات تامّه از كارتر و و در جايگاه «مقام اصلي تصميم گيرنده در شوراي امنيت ملي كاخ سفيد براي مقابله با ايران» در تيرماه سال 1359 ـ اواخر ژوئن 1980 ـ برنامه برقراري مذاكرات محرمانه مقامات عالي رتبه آمريكايي با رئيس جمهور بعثي عراق را در دستور كار خويش قرار داد.
به گزارش روزنامه «نيويورك تايمز»، هدف آمريكا از اين برنامه؛ «بحث و مذاكره درباره راههاي هماهنگ كردن فعاليتهاي آمريكا و عراق در مخالفت با سياستهاي ايران بود.» چرا كه به گفته «كنتآر. تيمرمن» ـ پژوهشگر آمریکایی و مشاور کارتر-: « برژينسكي، صدام را «نيروي متعادل كننده» آيتالله خميني تلقي ميكرد.»
در تيرماه سال 1359، برژينسكي راهي كشور اردن شد تا تحت شديدترين تدابير امنيتي و با رعايت نهايت جوانب پنهانكاري با صدّام حسين ملاقات نمايد. به گفته «تيمرمن»، «... ملاقات محرمانه صدام و برژينسكي در مرز اردن، به منزله چراغ سبز آمريكا به عراق، براي آغاز جنگ بود و اين تلقي را در صدام به وجود آورد كه در صورت حمله به ايران، مورد حمايت کامل آمريكا قرار خواهد گرفت.»
سه ماه پس از تهاجم عراق به ايران و زمينگير شدن ماشين جنگي صدام در سرزمينهاي ایران، «میخائیل یوحنا طارق عزيز» معاون وقت نخست وزير عراق، طي سفري به فرانسه خبر ملاقات محرمانه صدام و برژينسكي را در اختيار مجله راست گرای فرانسوی «فيگارو» قرار داد. در بخشي از اين گزارش چنين ميخوانيم:
«... جريان جنگ ايران و عراق، در واقع از ژوئن گذشته (تيرماه 1359)، زماني آغاز شد كه برژينسكي به اردن سفر كرد و در مرز دو كشور اردن و عراق، با شخص صدّام حسین ملاقات نمود. او قول داد كه از صدام حسين كاملاً حمايت نمايد و اين امر را تفهيم كرد كه آمريكا با آرزوي رهبری عراق در مورد شطالعرب و احتمالاً؛ برقراري يك «جمهوري عربستان» در اين منطقه [استان خوزستان] مخالفت نخواهد كرد. که سرانجام كليه اقدامها، به كشاندن عراق به جنگ عليه ايران منجر شد.»
صرفنظر از عدم مخالفت با «آرزوي رهبری عراق در مورد شطالعرب و برقراري جمهوري عربستان! در خوزستان»، برژينسكي پيشتر نيز از طرف حكومت آمريكا وعدههاي دروغین بس فريبندهتري به رهبر ماجراجوي بعثي داده بود. وعدههايي همچون «موافقت ايالات متحده با ايفاي نقش صدّام به عنوان ژاندارم آمريكا در خليج فارس»!
تحقيقا اراده شخصی صدام حسين برای برپایی جنگ و نيات جاهطلبانه او نقش مهم و در عين حال اوليه در كانديدا شدن عراق از ميان كشورهاي همسايه ايران براي آغاز چنين تجاوزي داشته است در حالي كه دولتهايي همچون پاكستان و تركيه روابط نزديكتري با آمريكا داشتند و آمريكا نفوذ بيشتري در اين دو كشور به خصوص تركيه به عنوان عضو ناتو داشته است. اما اینکه چرا آمریکا عراقِ صدام را بهترین گزینه حمله به ایران انتخاب کرد، دلایل متعددی دارد:
الف/ شخصیت صدام حسین
ب/ عوامل اجتماعی عراق
ج/ ایدئولوژی حزب بعث
د/ وجود زمینهها و بهانهها در مورد مناقشات مرزی
پایان قسمت دوم
مطالب مربوط
علل تجاوز عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران(قسمت اول)
علل تجاوز عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران(قسمت سوم)








اصلاً ائمه (ع) آيا يك زندگى سياسى داشتند يا نه؟ آيا زندگى ائمه (ع) فقط اين بود كه
