aga

رهنمودهایی درباره‌ی مجلس شورای اسلامی(2) + کلیپ صوتی

 

بين مجلس شوراي اسلامي و آحاد نمايندگان، فرق هست. يعني اگر ما از مجلس شوراي اسلامي ستايش مي‏کنيم ـ که جاي ستايش  هم دارد ـ اين بدين معنا نيست که اين ستايش‌ها، مالِ همه‌ی اعضا و نمايندگان مجلس است. نماينده، بايدها و نبايدهايي دارد. بعضي نمايندگان، به اين بايدها و نبايدها، خيلي پايبندند و بعضي به‌طور متوسط پايبندند. شايد بعضي هم، خداي ناکرده، کمتر پايبند باشند. اين بايدها و نبايدها را در امر نمايندگي بايد در نظر گرفت. يکي از آنها اين است که نماينده‌ی مجلس، چون نماينده‌ی اين ملت عزيز است، بايد عزّت اين ملت را حفظ کند. بالاخره انتساب به يک جاي بالا و بزرگ، اقتضائاتي دارد. آن‌کس که فرضاً يک نوجوانِ معمولي در کوچه و بازار است، يک‌طور حرکت مي‏کند، اما همين نوجوان، وقتي پسر فلان آقاي محترم بود، مجبور است طوري ديگر حرکت کند؛ و ناچار، بايد شئوني را رعايت نمايد و محدوديت‌هايي را بپذيرد. لذا اگر شما روشي را از پسر فلان آقا مشاهده کنيد، به او ايراد مي‏گيريد؛ اما همان کار را اگر از يک نوجوان معمولي در کوچه و بازار ببينيد، مي‏گوييد «حالا نوجواني است که کاري انجام داده است.»

 خب؛ ما نماينده‌ی ملتي هستيم که حقاً و انصافاً مصداق آيه شريفه «کنتم خير امّة اخرجت للناس»[1] است. اگر ملت‌هاي مظلوم دنيا بخواهند به کارنامه‌ی يک ملت نگاه کنند و نيرو بگيرند؛ احساس عزّت و شرف کنند و درس بگيرند، بايد به اين ملت نگاه کنند. اين، ملتي است که مادرِ چهار شهيدش، احساس افتخار مي‏کند که چهار شهيد در راه خدا داده است. اين، ملتي است که جانباز و آزاده‏اش که ده، دوازده سال در زندان دشمن مانده است، به‏خاطر سربازي اسلام و قرآن، احساس افتخار مي‏کند. اينها چنان مقامات بالايي است که اگر واقعاً در زندگي ما اتفاق نيفتاده بود، حق داشتيم باور نکنيم که مي‏شود اين‏گونه بود. کما اينکه خيلي از مجاهدت‌ها، فداکاري‌ها و بزرگ‏منشي‌هاي صدر اسلام را، وقتي در گذشته در سخنراني‌ها و گفتارهاي خصوصي، نقل مي‏کرديم، بعضي ـ حتي گاهي خود گوينده‏هايش ـ ته دلشان خيلي باور نمي‏کردند که همه‌ی اين جزئيات، همين‏طور اتفاق افتاده است؛ از بس بزرگ و باعظمت است. آنچه ما امروز مي‏بينيم، واقعاً من به شما عرض مي‏کنم که در صدر اسلام، در زمان نبي‏اکرمصلّي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم، نمونه‏هاي نادري دارد. حتي بعضيش اصلاً نمونه ندارد.

 اين ملت، چنين ملتي است. ما اگر نماينده‌ی مجلس شديم، نماينده‌ی اين ملتيم. خب؛ اين ملتِ به اين عظمت، جلالت قدر و عزّت، از وقتي بنده‌ی خدا شد، سر در مقابل غير خدا فرود نياورد. اين ملت به دنبالِ عبدِ صالحِ خدا حرکت کرده و همه‌ی قيود بندگي قدرت‌ها، شخصيت‌ها و مقامات را براي خاطر بندگي پروردگار، بُريده است. پناه خودش را از همه قطع کرده و به خداي متعال پناه برده است. چنين ملتي، عزيز است. «عزّ جارک» اي خداي متعال! آنکه به تو پناه مي‏آورد، عزيز است. خدا پناه آورنده به خودش را وانمي‏گذارد. آن شأن لئام است که کساني را که به آنها پناهنده مي‏شوند و با آنها پيوند دوستي مي‏بندند، در گرفتاري‌ها رها مي‏کنند. «اکرم‏الاکرمين» کسي را که به او پناه آورده است، عزيز مي‏دارد؛ همچنان‌که خود او عزيز است. «عزّ جارک و جلّ ثنائک.» همان‏طور که مي‏گوييم «جلّ ثناءالله»، همين‏طور هم مي‏گوييم «عزّ جارالله». بايد اين عزّت حفظ شود. نماينده‌ی مجلس نبايد خداي ناکرده يک‌وقت در مقابل کساني‏که با اين نظام دلِ همراه ندارند، يا فلان آدم طاغوتي که يک شاهي‌صنّار پول در جيبش است ـ احياناً فرض کنيد در قضاياي انتخابات يک خرج بي‌خود هم کرده است ـ سر فرو آورد. يا در مسافرت به حوزه انتخابي، يا فلان نقطه ديگر ـ احياناً عرض مي‏کنم. اين مسائل ممکن است گاهي پيش آيد ـ به‏جاي اينکه شما را در حسينيه‌ی حزب‏الله و خانه‌ی فلان شهيد ببينند، خبردار شوند که به خانه‌ی فلان آدمي که با انقلاب، نظام اسلامي و با اصل اسلام هيچ رابطه‏اي ندارد يا رابطه‌ی خوبي ندارد، رفته‏ايد. اين، حفظ عزّت اسلام نيست.

 خب؛ اين يکي از اين بايدها و نبايدهاست. اينها، آن چيزهايي است که مورد توجه است. يا فرض بفرماييد يکي از مسائلِ مربوط به بايدها و نبايدهاي اين مجلس، اين است که ذرّه ذرّه وقت آن، قيمت دارد. وقت نبايد هدر برود. بدين صورت که مثلاً در وقت معين، سرِ اين مأموريت حضور نداشته باشيم، يا در هنگام مباحثات، در مباحثات داخل نباشيم. فرض کنيد، درحالي‏که شخصي به دفاع از مسئله‏اي مي‏پردازد و  ديگري رد مي‏کند، ما براي خودمان مشغول مطالعه يا مذاکره باشيم، يا فرصت نمايندگي را براي کارهاي غيرنمايندگي مغتنم بشماريم. من عرض مي‏کنم: شغل نمايندگي، اعزّ از مشاغل ديگر و قيمت وقتِ مجلس، حتي از تحصيلِ علم بالاتر است؛ چه رسد به تحصيل مال يا تأمين آتيه! در داخل مجلس، همه‌ی اهتمام بايد به کاري باشد که در صحن مجلس يا در داخل کميسيون مي‏گذرد. اين، اساس قضيه است. حضور بايد تأمين باشد و حتماً همه در مجلس حاضر باشند؛ مگر اينکه اضطراري باشد. خداي متعال هم در نماز و روزه، اضطرار را به شکلي قبول فرموده است. آن، بحث ديگري است. در غير موارد اضطراري، همه‌ی نمايندگان در سر مأموريتشان حاضر مي‏شوند؛ درحالي‏که استراحت کرده‏اند و براي لايحه‌ی مورد بحثشان، پيش مطالعه کرده‏اند و آماده‏اند که راجع‌به  لايحه‌ی دولت يا طرحي که در مجلس مطرح است، منصفانه، از روي کمال بينش و دقت و بااستفاده از نظرات کارشناسي، نظري بدهند و تصميمي بگيرند.

 بايد مجلس اين‏گونه باشد. يک دقيقه از وقت اين مجلس نبايد هدر برود. اين قبيل مسائل، جزو شئون نمايندگي مجلس و چيزهايي است که عزّت، عظمت و قرار گرفتن مجلس در موضع حکمت، وابسته به اينهاست، که اگر اين رعايت نشود، مجلس از آن پايگاه خواهد افتاد. 8/3/1374

 

ثبت كردن نظر