بسمه تعالی

 

حقیقتش 6 سال پبش که همه ما در یک دبیرستان همکلاسی بودیم، کار جدی‌ای که به جز درس خواندن انجام می‌دادیم بحث اردوی جهادی بود. تقریباً از سال 72 اردوی جهادی در دبیرستان سروش برگزار می‌شد. بعد‌ها که بچه‌ها دانشجو شدند اردوی جهادی را به عنوان یک کار خارج از برنامه‌ ادامه دادند. پدر یکی از بچه‌ها یک چنین جایی را برای اینکه بچه‌ها جمع شوند و کار‌های تشکیلاتی اردوی جهادی که سالی یکبار بود را انجام بدهند در اختیار ما گذاشت، البته در ابتدا یک قسمتی از این‌جا را که دوتا اتاق بود. هدف هم همان اردوی جهادی بود.

بعد از آن سال حاج عبداله - که دورادور با جمع آشنا بودند و با یکی‌، دو تا از بچه‌ها ارتباط نزدیک داشتند- پیشنهاد دادند که شما کار‌تان را تشکیلاتی کنید و این کار را در طی سال برای دانشجو‌یان ادامه بدهید. بعد از این یک زمزمه‌های هم شد، بحث‌هایی هم در جمع بود، قرار شد یک سازمان مردم نهاد ثبت کنیم. این کار انجام شد ولی بیشتر وقت‌هایی که در موسسه صرف می‌شد همه دانشجویی بود؛ یعنی بچه‌ها کنار کار‌هاشان می‌آمدند و کار‌ها ر ا انجام می‌دادند. موضوع کار هم همان اردوی جهادی بود. کمی که جلو رفتیم، سال هشتاد و چهار حاج عبداله از دنیا رفت. بعد از فوت ایشان با توجه به دسترسی‌های بیشتری که بچه‌ها نسبت به سایر گروه‌ها به ایشان داشتند و حس هم می‌کردند این تکلیف روی دوش آن‌هاست؛ تقریباً جدی‌ترین کار ما حول زندگی ایشان شروع شد. تقریباً هفت هشت ماه فکر کردیم که اصلاً چه‌کاری باید انجام بدهیم و از سال بعد شروع کردیم؛ یعنی اردیبهشت سال بعد که اولین سالگرد مرحوم حاج عبداله می‌شد ما جمع‌آوری اطلاعات را کلید زدیم.

کم‌کم همین، داستانی شد تا بچه‌ها بیشتر وقت بگذارند تا اینکه آن جمعی که اول بود الان اکثراً درس‌شان تمام شده، بعضی‌ها ارشد هستند و عمدتاً هم ارشد‌شان تمام شده است. چون رشته‌ها هم اکثراً فنی بود، تصمیم گرفتند که در کار فرهنگی دائماً بمانند. یک سال و دو، سه ماهی هست که این تصمیم جدی شده و تقریباً پانزده، شانزده نفر از بچه‌ها اینجا به عنوان شغل مشغولند. ثمره‌اش هم این بود که کتاب حاج عبداله بعد از دو سال و نیم، سه سال صد درصد پیشرفت داشته و بیست درصد از جلد دوم هم جلو رفته.

کار تشکیلاتی از ابتدا ذیل چند کمیته بود. اول کمیته انتشارات تبلیغات که کارش همین کتاب حاج عبداله بود و اکنون هم چند پروژه هست که در حال انجام آن هستند؛ جلد دوم کتاب هم یک پروژه است. یک پروژه هم در ارتباط با دفاع مقدس و جنگ هست که کار جامعی است. البته اساس، همان خاطره است اما کار جامعی ست که در مرحله جمع‌آوری کار هستیم.

کمیته بعد کمیته فرهنگی است که در وادی فکری وارد شده و بحث‌های فکری و عقبه‌های فکری را دنبال می‌کند. چون ما عموماً قبل از اینکه بخواهیم کتابی منتشر کنیم ، در وادی نشریه کمی تمرین می‌کنیم، نشریه مومن جهادی هم مانند نشریه گذرگاه بهشت چاپ شد و انشاءاله در آینده کتاب خواهد شد، اما فضای آن فضای وا‌کاوی است؛ مومنی که قرار است سیر جهادی داشته باشد.- قدم بعدی هم جمع جهادی ست که بیشتر به هدف اردوی جهادی و جمع‌های که می‌خواهند کار جهادی بکنند چه در وادی فرهنگی، ‌ چه در وادی علمی و چه در وادی مقطعی اردوی جهادی می‌پردازد. پس کمیته فرهنگی در حوزه فکری و مبانی کار می‌کند.

کمیته بعدی اطلاع‌رسانی و روابط‌عمومی است که سایت زیر‌مجموعه این کمیته است. توزیع، فروش و چاپ هم در این کمیته پیگیری می‌شود. به‌طور کلی زمانی که بچه‌ها کار را تولید می‌کنند و از زمانی‌که تولید توسط کمیته اطلاع‌رسانی با توجه به آیین‌نامه موسسه تأیید می‌شود؛ سیر چاپ و توزیع محصول با خود اطلاع رسانی است و دغدغه آن از روی دوش بچه‌ها بر‌داشته می‌شود.

بخش دیگری هم در موسسه داریم به‌نام مرکز صهبا که به‌طور تخصصی روی منویات حضرت آقا کار ‌می‌کند. پروژه هایی هم دارند ، سه نرم افزار ( احکام، تصاویر و بیانات) را منتشر کرده است و چهارمین آنها هم (نرم‌افزار نماز جمعه) بزودی منتشر می شود . نسخه دوم همه این نرم افزارها هم برای نمایشگاه رسانه های دیجیتال منتشر خواهد شد . نشریه عنصر قیام هم بحث سیره ائمه اطهار است که توسط این مرکز منتشر شده. یک کتاب هم در رابطه با بحث بصیرت و استقامت در فرمایشات رهبری منتشر کرده اند.

ما چون در بشاگرد هم در جهت اردویی و هم اینکه روی ارتباط با منطقه متمرکزیم، درحوزه فیلم سازی هم حول همان حرکت می‌کنیم. مستند درجگ در ارتباط با یک روستاست در بشاگرد که یک روستای متعالی‌ست. کار دوم که دو، سه ماه آینده آماده می‌شود در ارتباط با سه تا از روستا‌هاست .این کار‌ها هم ذیل کمیته فنی اجرا شد.

ثبت كردن نظر