انسان 250 ساله

چاپ

کتاب انسان 250 ساله

چاپ سوم کتاب انسان 250 ساله با شمارگان 3000 نسخه در 375 صفحه، آذر ماه سال 1390 به چاپ رسیده است. بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی - مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السلام می‌باشد.

قیمت: 4400 تومان (20% تخفیف خرید اینترنتی)

به نام خدا

اشاره کتاب انسان 250 ساله

بیانات مهم مقام معظم رهبری در دومین کنگرة جهانی امام رضا -مرداد 1365- پیرامون عنصر جهاد و مبارزة سیاسی در زندگی ائمه و طرح عنوان کلیدیِ «انسان 250 ساله» که تصویرگر حرکت یکپارچه و پیوستة ائمه به سوی مقصدی واحد است، ما را بر آن داشت تا با جمع‌آوری بیانات ایشان دربارة زندگی ائمه که حول این محور متعالی ایراد گردیده‌اند، کاری ارائه دهیم. محصول اولین تلاش ما نشریة «عنصر جهاد، مبارزه و قیام در زندگی ائمة اطهار» بود که نخستین‌بار در مرداد سال 1388 منشر شد. پس از گذشت یک سال، با توجه به استقبال چشمگیر مخاطبان، استعداد موضوع و اهمیت گسترش این بعد از سیرة معصومین در بیانات مقام معظم رهبری، تصمیم گرفتیم با افزودن مطالب جدید و تکمیل مطالب نشریه، آن را در قالب یک کتاب به چاپ برسانیم.

عنوان کتاب عیناً برگرفته از کلام منوّر مقام معظم رهبری است و بیانگر نوع نگاه ایشان به زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه است. علت این نام‌گذاری بر روی زندگی ائمه، در مقدمة کتاب به تفصیل از بیانات ایشان آورده شده است؛ که توصیه می‌شود با مطالعة این مقدمه پیش از مطالعة فصل‌های اصلی کتاب، درک کامل‌تری نسبت به معنا و مفهوم مترقّیِ انسان 250 ساله به‌دست آورده و از محتوای کتاب بیشتر بهره‌مند گردید. ان‌‌شاءالله

این کتاب شامل هفده فصل است که نحوة چینش عناوین فصل‌ها، به صورت ترتیب تاریخی زندگی ائمهاز دوران پیامبر اکرم تا دورة امام جواد، امام هادی و امام عسکری می‌باشد؛ که بیانات مقام معظم رهبری پیرامون این سه امام بزرگوار در یک فصل ارائه گردیده است. در اولین فصل مروری گذرا بر زندگی سیاسی پیامبر اسلام آورده شده؛ که توجه به وقایع این دوران به عنوان آینه‌ای تمام‌نما از کل زندگی ائمه و میزان و ملاکی برای شناخت حرکت جریان اصیل اسلام طی 250 سال، در ابتدا ضروری به نظر می‌رسد. به استثنای فصل مربوط به امام رضا، مطالب جدیدی به همة فصولِ نشریه اضافه گردیده، و در کل سه فصل جدید نیز به کتاب افزوده شده که تبیین‌کنندة شرایط اجتماعی و سیاسی جامعة اسلامی به‌ویژه پس از حادثة عاشورا تا دورة امامت امام صادق است. اطلاع از این شرایط، به درک بهتر حرکت انسان 250 ساله در این برهة زمانی حساس کمک فراوانی می‌کند.

به‌طور کلی مطالب این کتاب برگرفته از سخنرانی‌ها و متون دست‌نویس مقام معظم رهبری است، لذا متن کتاب در بخش‌هایی که به‌طور مستقیم از قلم معظم‌‎له استفاده شده، نسبت به سایر بخش‌ها که بیانات شفاهی ایشان می‌باشند، مستلزم تأمل بیشتری از سوی خوانندة محترم می‌باشد. این نکته در فصل‌های مربوط به امامت، امام باقر و امام صادق قابل مشاهده است.

در خلال متن، آیات و روایات متعددی مشاهده می‌شود که عبارات عربی آنها نیز آورده شده است؛ به نظر می‌رسد در پس تأکیدی که تعمّداً از سوی معظم‌له در بیان عبارات عربی -با توجه به زمان محدود یک جلسة سخنرانی- مشاهده می‌شود، مقصودی ارزشمند نهفته است و آن اهتمام بیشترِ مخاطبین بر انس با زبان فصیح و بلیغ عربی است. آشنایی هر چه بیشتر با این زبان، منجر به بهره‌مندی کامل‌تری از هدایت قرآن کریم و روایات معصومین خواهد شد.

محتوای کتاب «انسان 250 ساله» به دنبال انتقال مفهومی متعالی از مسیر و مقصد زندگی مجاهدانة ائمه است و از این رو بیش از آنکه یک کتاب تاریخیِ صِرف باشد، یک فراتحلیل تاریخی است؛ که به‌جای شرح و تفصیل وقایع زندگی ائمه، نگاهی کل‌گرا به زندگی هر یک از معصومین با توجه به بستر تاریخی دورة مربوطه و در راستای مقصود واحدی که همة این بزرگواران دنبال می‌کردند ارائه می‌دهد. لذا آشنایی هر چه بیشتر خوانندگان محترم با تاریخ زندگی ائمه، تنفس در فضای انسان 250 ساله را دلنشین‌تر می‌کند.

حجم مطالب ارائه شده توسط مقام معظم رهبری پیرامون ابعاد مختلف زندگی ائمه، بسیار بیش از این مقداری است که در قالب کتاب «انسان 250 ساله» به چاپ رسیده است. لذا تصمیم مرکز صهبا بر آن شد تا در نهایت با جمع‌آوری کلیه بیانات مقام معظم رهبری پیرامون زندگی معصومین، در قالب یک پروژة تاریخی جامع، در حد توان نسبت به این دریای بی‌کران فیض الهی ادای دِین گردد. ان‌شاءالله که در پرتو عنایات خداوند متعال در آیندة نزدیک به این مقصود نایل آییم.

آخرالامر؛

پس از مطالعة کتاب «انسان 250 ساله» شاید از خود بپرسید: آخر چگونه ممکن است کسی‌که تا این حد در زندگی‌اش مشغول فعالیت‌های سیاسی بوده -از جمله مبارزات گستردة پیش از انقلاب و عهده‌داری مهمترین مسؤولیت‌های کشور، پس از انقلاب- بتواند با این ظرافت و دقت، در تاریخ زندگی ائمه تحقیق و تفحص نموده باشد؟ شاید تحقق نسبی این امر برای یک انسان معمولی طی سالیان طولانی مطالعه و تحقیق در منابع گوناگون و فراغت از بسیاری فعالیت‌های بزرگ و کوچک ممکن باشد. اما پاسخ به این سؤال بدون در نظر گرفتن ظرایف امر پروردگار در استمرار ولایت خود، امکان‌پذیر نیست.

آنچه در سایة انتصاب الهی نصیب جانشین امام عصر گشته و ایشان را میراث‌بر انبیاء و اولیاء در عصر غیبت نموده است، نه صرفاً کوششی علمی بر منابع کثیر و متعدد بوده، بلکه مجاهدت خستگی‌ناپذیر در پیرویِ عملی از سیرة نیاکان خود در همة شئون زندگی بوده است. و ثمرة تداوم این شجرة طیّبه -ولایت الهی- نه استادی توانا و دانشمند در رشتة تاریخ، بلکه وی را چشمة جوشان حکمتی قرار داده، که یک تراوش کوچک آن، «انسان 250 ساله» است.

خوشا به حال رهروانی که جام خود را از صهبای ولایت الهی پر کنند...

 

 

و من الله التوفیق

مرکز صهـبا

 

 

مقدمه کتاب انسان 250 ساله

غربت ائمه به دوران زندگی این بزرگواران منتهی نشده، بلکه در طول قرن‌ها، عدم توجه به ابعاد مهم و شاید اصلی این بزرگواران، غربت تاریخی آنها را استمرار بخشید. یقیناً کتاب‌ها و نوشته‌­ها در طول این قرون، از ارزش بی‌نظیری برخوردارند، زیرا توانسته­اند مجموعه­ای از روایاتی را که در مورد این بزرگواران است، برای آیندگان به‌جای بگذارند. لیکن عنصرِ مبارزه سیاسیِ حاد، که خطِ ممتد زندگی ائمه هدی را در طول دویست‌وپنجاه سال تشکیل می‌دهد، در لابه‌لای روایات و احادیث و شرح‌حال‌های ناظر به جنبه­‌های علمی و معنوی، گم شده است.

زندگی ائمهعلیهمالسلام را ما بید به عنوان درس و اسوه فرا بگیریم -نه فقط به عنوان خاطرهی شکوهمند و ارزنده- و ین، بدون توجه به روش و منشِ سیاسی ین بزرگواران، ممکن نیست. بنده شخصاً علاقهی به ین بُعد و جانب از زندگی ائمهعلیهمالسلام پیدا کردم، و بد نیست ین را عرض کنم که اولبار ین فکر بری بنده در سال 1350 و در دوران محنتبارِ یک امتحان و ابتلای دشوار پیدا شد. اگرچه قبل از آن به ائمهعلیهمالسلام به صورت مبارزان بزرگی که در راه اعتلی کلمه توحید و استقرار حکومت الهی فداکاری میکردند، توجه داشتم، اما نکتهی که در آن برهه ناگهان بری من روشن شد، ین بود که زندگی ین بزرگواران، علیرغم تفاوت ظاهری -که برخی، حتی میان برخی از بخشهی ین زندگی احساس تناقض کردند- در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است، که از سال دهم، یازدهم هجرت شروع میشود و دویست‌وپنجاه سال ادامه پیدا میکند و به سال دویست‌وشصت -که سال شروع غیبت صغری است- در زندگی ائمهعلیهم‌السلام خاتمه پیدا میکند.

ین بزرگواران یک واحدند، یک شخصیتند. شک نمیشود کرد که هدف و جهت آنها یکی است. پس ما به‌جی ینکه بیییم زندگی امام حسن‌مجتبی و امام حسین و امام سجادعلیهمالسلام را جداگانه تحلیل کنیم -تا احیاناً در دام ین اشتباه خطرناک بیفتیم که سیره ین سه امام به خاطر اختلاف ظاهری با هم متعارض و مخالفند- بید یک انسانی را فرض کنیم که دویست‌وپنجاه سال عمر کرده، و در سال یازده هجرت قدم در یک راهی گذاشته و تا سال دویست‌وشصت هجری ین راه را طی کرده است.

تمام حرکات ین انسان بزرگ و معصوم با ین دید قابل فهم و قابل توجیه خواهد بود. هر انسانی که از عقل و حکمت برخوردار باشد -ولو نه از عصمت- در یک حرکت بلندمدت، تاکتیکها و اختیارهی موضعی خواهد داشت. گاهی ممکن است لازم بداند که تند حرکت کند و گاهی کند، گاهی حتی ممکن است به عقبنشینی حکیمانه دست بزند، اما همان عقبنشینی هم از نظر کساني‌که علم و حکمت و هدف‌داری او را میدانند، یک حرکتِ به جلو محسوب میشود. با ین دید، زندگی امیرالمؤمنین، زندگی امام مجتبی، زندگی حضرت اباعبدالله و زندگی هشت امام دیگر -تا سال دویست‌وشصت- یک حرکت مستمر است. ین را بنده در آن سال متوجه شدم و با ین دید وارد زندگی آنها شدم، یکبار دیگر نگاه کردم و هرچه پیش رفتم ین فکر تیید شد.

توجه به اینکه زندگی مستمر این عزیزان معصوم و بزرگوار -از اهل‌بیت رسول خدا- با یک جهت­گیری سیاسی همراه است، قابل این است که به عنوان یک فصل جداگانه، مورد عنایت قرار بگیرد، و بنده به این مطلب خواهم پرداخت؛ ان‌شاءالله مایلم این جمله را قدری با شرح و تفصیل عرض کنم.

اولاً «مبارزه سیاسی» یا «مبارزه حاد سیاسی» که ما به ائمهعلیهمالسلام نسبت میدهیم یعنی چه؟ منظور ین است که مبارزات ائمه معصومینعلیهم‌السلام فقط مبارزه علمی و اعتقادی و کلامی نبود؛ همچنین ائمهعلیهمالسلام یک مبارزه مسلحانه هم از قبیل آن چیزی که انسان در زندگی جناب زید و بازماندگانش، و همچنین بنیالحسن و بعضی از آل جعفر و دیگران، در تاریخ زندگی ائمهعلیهمالسلام میبیند، نداشتند. البته آنها را بهطور مطلق هم تخطئه نمي‌کردند، بعضی را تخطئه میکردند، بعضی را هم تیید کامل میکردند، در بعضی هم به نحو پشت جبهه شرکت میکردند. به ین حدیث از امام صادق توجه کنید: «لَوَدِدتُ أنّ الخارِجِی مِن آلِ محمّدٍ خَرَجَ وَ عَلی نَفَقَه عِیالِه[1]‏»، هر ینه دوست دارم که خروجکننده آل محمد قیام کند، و مخارج خانوادهاش بر عهده من؛ کمک مالی و آبرویی، کمک به جادادن و مخفیکردن و از ین قبیل. لیکن خودشان به عنوان ائمهعلیهمالسلام وارد در مبارزه مسلحانه نبودند و نمیشدند. مبارزه سیاسی، نه آن اولی است و نه ین دومی، عبارت است از مبارزهی با یک هدف سیاسی. آن هدف سیاسی چیست؟ عبارت است از تشکیل «حکومت اسلامی» و به تعبیر ما «حکومت علوی».

ائمهعلیهمالسلام از لحظه وفات رسول‌الله تا سال دویست‌وشصت، درصدد بودند که حکومت الهی را در جامعه اسلامی به‌وجود بیاورند، ین، اصلِ مدعا است. البته نمی‌توانیم بگوییم که می‌خواستند حکومت اسلامی را در زمان خودشان، یعنی هر امام در زمان خودش، به‌وجود بیاورد، آینده­های میان‌مدت و بلند‌مدت و در مواردی هم نزدیک‌مدت وجود داشت. مثلاً در زمان امام مجتبی، به نظر ما تلاش برای ایجاد حکومت اسلامی، در آینده کوتاه‌مدت بود. امام مجتبی در جواب به آن‌کسانی -«مُسیَّب‌بن‌نَجَبه» و دیگران- که می‌گفتند چرا شما سکوت کردید می‌فرمود: «وَ إِنْ أَدری لَعَلّهُ فِتنَه لَكُم وَ مَتاعٌ إِلى‏ حین[2]» و در زمان امام سجاد به نظر بنده، برای آینده میان‌مدت بود، که حالا در این‌باره شواهد و مطالبی را که هست، عرض خواهم کرد. در زمان امام باقر احتمال زیاد این است که برای آینده کوتاه‌مدت بود. از بعد از شهادت امام هشتم، به گمان زیاد، برای آینده بلند‌مدت بود. برای چه موقع؟ مختلف بود، اما همیشه بود. این، معنای مبارزه سیاسی است.

همه کارهای ائمه، غیر از آن کارهای معنوی و روحی که مربوط به اعلای نفسِ یک انسان و قرب او به خدا است، بَینَهُ وَ بَینَ رَبَّه، یعنی درس و حدیث، علم، کلام، مُحاجّه با خصوم علمی، با خصوم سیاسی، تبعید، حمایت از یک گروه و رد یک گروه، در این خط است. برای این است که حکومت اسلامی را تشکیل بدهند. این، مدعا است.28/4/1365

تمام ین نزاعى كه شما در طول دوران زندگى ائمهعلیهم‌السلام بین آنها و دستگاه‌هاى ظلم و جور مشاهده مى‌كنید بر سر همین قضیه است. آنهیى كه با ائمه ما مخالفت مى‌كردند، آنها را مسموم مى‌كردند، مقتول مى‌كردند، زندان مى‌انداختند، محاصره مى‌كردند، دعویشان بر سر داعیه حكومتِ ائمهعلیهم‌السلام بود. اگر ائمه داعیه حكومت نداشتند ولو علوم اولین و آخرین را هم به خودشان نسبت مى‌دادند، اگر بحث قدرت سیاسى نبود، داعیه قدرت سیاسى نبود، هیچ‌گونه تعرّضى نسبت به آنها انجام نمى‌گرفت، لااقل به ین شدت انجام نمى‌گرفت، اصلاً مسأله ین است. لذا شما مى‌بینید در بین دعوت‌ها و تبلیغات ائمهعلیهم‌السلام روى كلمه امامت و مسأله امامت حساسیت بسیار بالیى است، یعنى وقتى كه امام صادق هم مى‌خواهد ادعاى حاكمیت اسلامى و قدرت سیاسى بكند مى‌گوید: «یها النّاسُ إِنّ رسولَ‌الله كانَ الإِمام» مى‌گوید اى مردم -در اجتماع مردم در عرفات- مى‌یستد در میان مردم مى‌گوید «یها النّاسُ إِنّ رسولَ‌اللهِ كانَ الإِمام» امام جامعه، پیشواى جامعه، رهبر جامعه، حاكم بر جامعه رسول خدا بود، «ثُمّ كانَ عَلی بنُ أَبی طالِبٍ ثُمّ الحسنُ ثُمّ الحُسَین[3]» تا مى‌رسد به خودش. یعنى تمام بحث ائمه با مخالفینشان و بحث اصحابِ ائمه در مبارزاتشان، همین مسأله حكومت و حاكمیت و ولیت مطلقه و عامه بر مسلمین و قدرت سیاسى بود؛ بر سر مقامات معنوى آنها با ائمه دعویى نداشتند.

خیلى از اوقات اتفاق مى‌افتاد كه كسانى در جامعه، در جامعه زمان خلفا، اهل زهد بودند و اهل علم بودند و معروف به تفسیر و به علم و به ین چیزها، خلفا هم با آنها نه فقط معارضه‌اى نمى‌كردند بلكه حتى مخلص آنها بودند، اظهار ارادت نسبت به آنها مى‌كردند، پیش آنها مى‌رفتند، از آنها نصیحت مى‌خواستند، چرا؟ چون آنها در مقابل خلفا داعیه سیاسى نداشتند واِلّا امثال «حسن‌بَصرى» و «ابن‌شبرمه» و دیگرانى كه در دوران، یا «عمربن‌عبید»؛ ین بزرگان از علمیى كه مورد توجه و قبول خلفا بودند، ینها كسانى بودند كه ادعاى علم و ادعاى زهد و ادعاى معنویت و ادعاى تفسیر و ادعاى علوم پیغمبر و همه ین ادعاها را هم ینها داشتند، اما نسبت به آنها هیچ‌گونه از طرف خلفا تعرّضى نبود؛ چرا؟ چون داعیه قدرت سیاسى وجود نداشت. دعواى ائمهعلیهم‌السلام با خلفاى بنى‌امیه و بنى‌عباس بر سر همین مسأله امامت و ولیت، یعنى همین معنیى از امامت كه ما امروز آن را به كار مى‌بریم، بوده.2/11/1366



[1] . بحارالانوار/ ج‏46/ ص172

[2] . سورة مبارکة انبياء/ آیة 111، «و نمى‌دانم، شايد آن براى شما آزمايشى و [مهلت‌] برخوردارى تا زمانى [معين‌] باشد.»