بایگانی نویسنده: ansari

جشن ولی‌نعمتان + آلبوم عکس + کلیپ تصویری

بسم الله الرحمن الرحیم جشن ولی‌نعمتان خمینی‌شهر بشاگرد، ۲۱ بهمن ۱۳۹۰، مهمان‌سرای کمیته امداد. هنوز ساعت به نه شب نرسیده است که طنین صدای «الله‌اکبر» از کوهِ مغرور مقابل به گوشمان می‌رسد. صدا دخترانه است و از «خوابگاه حضرت زهرا(س)» به کوه خورده و بازگشته است. صدای بعدی مردانه است، از سمت حوزه علمیه صاحب‌الزمان(عج). ما هم به همراه حاج‌امیر ... ادامه مطلب »

حاجی! کتابت جایزه‌ی کتاب سال هم گرفت…

اصلاً به دوربین حساسیت داشت. اگر بهانه‌ی معرفی بشاگرد به مردم نبود، شاید در همان میناب همه‌ی دوربین‌ها را می‌گرفت و نمی‌گذاشت به منطقه برسند. هر چه می‌گفتیم: حاجی! بگذار امسال از دادن جهیزیه‌ها یک فیلم بگیریم، برای جذب خیر هم خوب است. قبول نمی‌کرد، می‌گفت بقیه هر کار می‌خواهند بکنند، اجرشان با خدا، بی سر و صدا جهیزیه‌ها را ... ادامه مطلب »

یادداشتهای دو خواهر بشاگردی

در ایام نوروز، طبق معمول برنامه‌های فرهنگی موسسه در سه روستای بشاگرد برگزار شد. در میان دختران و پسران روستاهای «چوخون»، «درجگ» و «کوه‌حیدر» تعدادی اهل نوشتن هستند و انصافاً قلم‌های قوی و روانی دارند. متن‌های زیر دو یادداشت از دو خواهر بشاگردی، یعنی خواهران «طیبی‌شاهی» از روستای درجگ است که پس از مطالعه‌ی کتاب «تا خمینی‌شهر» در مورد مرحوم ... ادامه مطلب »

آقای رضا امیرخانی در هفتمین سالگرد حاج عبدالله والی

 آقای رضا امیرخانی در هفتمین سالگرد حاج عبدالله والی: سالی یک‌بار می‌رفتم حاج‌عبدالله را می‌دیدم، شارژ می‌شدم و یک سال کار می‌کردم. سخنان آقای رضا امیرخانی در مراسم «شیدای ولی، هفتمین سالگرد ارتحال حاج‌عبدالله والی»: بسم الله الرحمن الرحیم الیه یصعد کلمه الطیب و العمل الصالح یرفعه   حضور مثل بنده‌ای در این محفل و این مجلس و در این ... ادامه مطلب »

حاج محمود والی در غرفه موسسه جهادی + آلبوم تصاویر

کنار غرفه ایستاده بودم. داخل کمی شلوغ بود. نگاهم به غرفه‌ی روبرو که متعلق به یک زن و شوهر بود افتاد. با اشاره صدایم کردند که به سمتشان بروم. پرسیدند:« آنکه داخل غرفه نشسته، همان کسی است که عکس هایش را به در و دیوار غرفه چسبانده اید؟» برگشتم به غرفه‌ی خودمان نگاه کردم. حاج محمود بود که زیر عکس ... ادامه مطلب »

آقای محمدرضا سرشار: زمان رهبری آقا دوره طلایی هنرمندان

شاید برای کسانی که کتاب دغدغه‌های فرهنگی را خوانده‌اند، سوال ایجاد شده باشد که افراد حاضر در جلسه دقیقاْ چه کسانی بوده‌اند. کسانی که آنگونه مورد خطاب حضرت آقا قرار گرفته‌اند. یکی از این بزرگواران، آقای محمد رضا سرشار است. نویسنده‌ خلاق، مربی پرشور، قصه‌گوی بی‌بدیل، مترجم و بازنویس متون تاریخی و منتقد توانا. بیان ویژگی ها و خصوصیات ایشان، ... ادامه مطلب »

آقای داوود آبادی: حاج عبدالله، کم از همت و باکری نداشت

حمید داوود آبادی در غرفه جهادی حاج عبداله والی ما همه‌اش همت را می‌بینیم، فکر می‌کنیم همت خیلی بزرگ است، باکری را می‌بینیم متوسلیان را می‌بینیم فکر می‌کنیم هر کسی در جنگ بود و فرمانده بود و فقط در مقطع هشت سال دفاع مقدس بود، خیلی بزرگ است. فکر می‌کنیم فقط آنها خدمت کردند این “فقط” ما را خراب کرده، ... ادامه مطلب »

تا غمِ مردم داری…

با گوشِ سر اگر بشنوی، صدایی نیست؛ و با چشم ظاهر، اگر: تصویری! اما اگر چشمِ باطن باز کُنی و با گوشِ دل بشنوی، صدایی خواهی شنید و تصویری خواهی دید: در متنِ سکوتِ شب، مَردی، در پهن‌دشتِ سوزانِ بشاگرد، با آن چشمانِ سیاهِ شفافِ بر آب‌ِ شور نشسته، به خویشتنِ خویش فرو رفته و به زمزمه، با خداوندِ خدا ... ادامه مطلب »

حاج حسین یکتا: عبدالله والی، پیر میکده جهادیان

بیانات حاج حسین یکتا در غرفه موسسه جهادی در نمایشگاه کتاب ۹۱ ما با بچه های دانشگاه امام صادق بشاگرد رفتیم. همان بچه‌هایی که ماه عسل مجردها را نوشتند. من فقط به نیت بشاگرد به منطقه رفتم و حاج عبدالله والی را نمی‌شناختم. وقتی به آنجا رسیدیم به بنده گفتند مسئول بشاگرد حاج عبدالله والی هست. قرار بود دو یا ... ادامه مطلب »

حاج عبدالله و حاج رضوان

روح جهاد و اخلاص مرزی نمی‌شناسد. سربازان خمینی و خامنه‌ای هرچه گمنام‌تر باشند، درخشنده‌تر می‌شوند. در عالم عاشقی و سرسپردگی، ضاحیه‌ی بیروت و بشاگرد فاصله‌ای ندارند. در مقبره‌ی نورانی حاج رضوان، کنار عکس شهید «  حاج عماد مغنیه»، تصویری است از «حاج عبدالله والی». هیچ‌کدامشان را کسی نمی‌شناخت، امروز اما… سنت خدا به‌گونه‌ای دیگر است. شاید این نزدیکیِ تصاویر، حاکی ... ادامه مطلب »