گفتار قیام حسینی

Ghiyam

تهیه کتاب پرونده کتاب

یکی از سرفصل‌هایی که مقام معظم رهبری، با تسلطی مثال‌زدنی، موشکافانه و تحلیلی به آن می‌پردازند، تاریخ اسلام است. روایت‌گری ایشان از تاریخ اسلام، فقط این نیست که سانتی‌متر به سانتی‌متر باشد ـ که البته این هم هست ـ بلکه با چیدمانی جذاب و منسجم از وقایع، تحلیل‌هایی دقیق و کاربردی و متناسب با نیازهای روز ارائه می‌دهند. تبحّر ایشان در تحلیل تاریخ اسلام به حدی است که فراتحلیلی تاریخی از تمام دوران زندگی ائمه با عنوان «انسان ۲۵۰ ساله» ارائه می‌دهند. در کنار نگاه کل‌گرایی که ایشان به زندگی ائمه دارند، در اجزای این بنای عظیم نیز صاحب نظریات و تحلیل‌هایی ناب و دقیق هستند.
بررسی عظیم‌ترین قیام تاریخ، یعنی قیام حضرت اباعبدالله‌علیه‌السلام، یکی از موضوعاتی است که اسلام‌شناسان متعددی به زوایای مختلف آن پرداخته‌اند. در این میان «علت قیام امام حسین» بحثی است که به‌خصوص در دوران معاصر، ذهن اندیشمندان بزرگی را به خود مشغول کرده و نظریات مختلفی در این باب ارائه شده است.
مقام معظم رهبری در جایی می‌فرمایند که در حرکت امام حسین، می‌توان بیش از صد درس مهم، که هرکدام، سرفصلی برای تربیت یک جامعه است، برشمرد. ایشان به سرفصل‌های مهمی از این درس‌ها ورود کرده‌اند: پیروزی‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت عاشورا، شرایط جامعه در آن زمان، عبرت‌های عاشورا، تقسیم سه‌گانه ظالم، مظلوم و منظلم، پیام‌های عاشورا، ابعاد مصائب حسینی، نقش عوام و خواص، مقایسه قیام حسینی و انقلاب خمینی، جلوه‌های عرفانی و معنوی عاشورا، ارزش شهدای کربلا، راز ماندگاری عاشورا ازجمله عناوینی از سخنرانی‌های معظم‌له هستند که قابلیت ارائه در قالب یک گفتار را دارند. ایشان می‌فرمایند همه آن درس‌ها به کنار، یک درس اصلی وجود دارد که همه آنها حاشیه است و آن متن: «چرا قیام کرد؟».
از بین سخنرانی‌های موجود از معظم‌له، اولین موردی که به‌طور مبسوط، به بحث علت قیام امام حسین می‌پردازند، به سال ۱۳۶۱ برمی‌گردد. البته در همان سخنرانی می‌فرمایند که ما همین بحث‌ها را قبل از انقلاب، در دوران اختناق، به‌صورت داستان و مَثَل بیان می‌کردیم.
تحلیلی که ایشان از علت قیام امام حسین ارائه می‌دهند، آن‌قدر شیوا، مستدل، منطقی، دقیق و کاربردی است که قرار شد گفتار پنجم از سلسله گفتارهای صهـبا، با عنوان «قیـام حسینی»، به این موضوع اختصاص یابد. ایشان علاوه بر آن سخنرانی، در سال‌های ۱۳۶۳ و ۱۳۷۴ نیز دو سخنرانی مهم در این موضوع داشته‌اند. سخنرانی سال ۱۳۷۴ در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» آمده است. لذا تصمیم گرفته شد بر اساس آن دو سخنرانی دیگر، کاری تولید شود. سخنرانی ۱۳۶۱ در توضیح و تحلیل قوی‌تر است و دیگری در مثال‌ها و روایات تاریخی.
کلیّت دو سخنرانی یکی است؛ ولی مطالب، کمتر تکرار شده. می‌توان دو سخنرانی را جداگانه خواند. اما با توجه به نظم سیر کلی بحث در هر دو سخنرانی، به ذهن رسید که با ترکیب این دو، یک سخنرانیِ یک‌پارچه ساخته شود؛ به‌نحوی که به فراخور بحث، از یک سخنرانی به سخنرانی دیگر برویم و ادامه صحبت را آنجا دنبال کنیم.
برای این سبک، لفظ «مقارنه» اختیار شد. «مقارنه» در کتب لغت عربی معانی مختلفی دارد. در کتاب «منتهی الأرب فی لغـ÷ العرب» ذیل معنای آن آمده: «دوتا خرما را روی‌هم گذاشتن و میل کردن». در روایتی داریم که خرما از مبارک‌ترین نعمات الهی، هم خورشت است و هم برنج. لذا همین لفظ برای ساختن این گفتار استخدام شد.
اگر عبارت «علیه‌السلام» یا شبیه آن، در سخنرانی موجود باشد، عیناً و به‌صورت بالانویس آورده شده. اگر نام معصوم بدون این عبارات و القابی نظیر «حضرت» و «امام» آمده، (ع) یا شبیه آن استفاده شده است.
تقریباً هرجا معظم‌له به بحث علت قیام امام حسین می‌پردازند، اشاره‌‌ای هم به انقلاب اسلامی دارند؛ اینکه «ملت ما کاری امام حسینى کرد و به‌دنبال حسین زمانش، امام عزیز و بزرگوار، حرکت کرد»؛ اینکه «با پیروزی انقلاب، آرزوی هزار‌و‌چند‌صدساله مسلمانانِ مؤمن و مخلص درمقابل نظام‌های فاسد به تحقق پیوست»؛ و اینکه «ما هنوز مبارزه را تمام‌شده نمی‌دانیم. ما هنوز حرکت حسینی را در جامعه خودمان پایان‌یافته تلقی نمی‌کنیم. ما هنوز در راه کربلا و عاشورا داریم حرکت می‌کنیم.» پس اکنون نیز آقـا و سپه‌سالار کیان اسلامی ایران، یارانی باوفا، صَدیق، مخلص، جان بر کف، مطیع، و در یک کلام عاشورایی می‌خواهند، تا درمقابل یزیدیان زمانه بایستند و حرکتی را که برای احیای دوباره اسلام و برقراری نظام اتمّ اسلامی آغاز شده، به آن سرانجام موعود ملحق کنند. ان‌شاءالله.
محرم‌الحرام ۱۴۳۶، آبان ۱۳۹۳