کتاب تا خمینی شهر

ta-khomeinei

پرونده کتاب بازتاب کتاب تهیه کتاب

«اگر قرار باشد جهاد معنای حقیقی به خود بگیرد، باید در آن، موجودهای الگو و انسان‌های نماد وجود داشته باشند؛ بدون نماد و بدون الگو نمی‌شود. فقط با کتاب نمی‌شود به این‌ها (جوانان) گفت که در راه شَرَف و در راه آرزوهای بزرگ انسانی و در راه اهداف والا و در یک کلمه جامعِ کاملِ درست، در راه خدا جهاد کنید. علاوه  بر گفتن، به نمونه و الگو احتیاج دارند.»

مقام معظم رهبری، ۲۶/۷/۱۳۷۷

جهاد، روحیه و فرهنگی است که مؤمنان واقعی را از مسلمانان قاعد و عافیت‌طلب جدا می‌کند. روحی است که به کالبد شهادتین دمیده می شود تا اسلام را حیات دهد. ذات جهاد مبارزه است و مبارزه با آسودگی و راحت‌طلبی جمع نمی‌شود، پس مجاهد باید از همان ابتدای راه، پا بر تمام تعلقات دنیایی بگذارد و حُبّ آن‌ها را از دل خارج کند تا بتواند سختی‌های این راه را تاب بیاورد. آری، مجاهدانه زیستن سخت است و همین است که خداوند این درِ بهشت را فقط برای خاصّه اولیایش گشوده.[۱]

ترویج فرهنگِ زندگیِ جهادی، چندین جلد کتاب و نوشته می‌خواهد تا مبانی و روش‌های آن روشن شوند و در کنار این شرح‌ها و توضیح‌ها، نمونه‌هایی لازم است تا نشان راه باشند. مباحث کلی و انتزاعی وقتی در کنار الگوها بیان شوند؛ گویی حیات می‌یابند و در این قالب به راحتی با مشتاقان این راه صحبت می‌کنند. خداوند هم که جامع‌ترین کتابِ راهنمای زندگی انسان‌ها را نازل نموده است، در کنار قرآن، پیامبر و عترتش را فرستاده تا کامل‌ترین الگوهای آفرینش برای سعادت باشند و در کتابش هم ما را به سوی این نمونه‌ها دعوت کرده است، «لَقَد کانَ لَکُم فِی رسول‌الله اُسوَهٌ حَسَنَه».احزاب،۲۱

قطع و یقین، فقط این چهارده نور، الگوهای مطلق و بی‌عیب عالم هستند و هیچ سالکی بی‌توجه به این انوار مقدسه، نمی‌تواند قدمی در راه خدا بگذارد. در این مسیر اولیا و صلحا و شهدا، کسانی هستند که بهتر از همه، دل به اسوه‌های مطلقِ عالم داده‌اند و آن‌قدر در پیروی از آنان غرق شده‌اند که خود الگوهای کوچک تر یا ملموس‌تری گشته‌اند برای سایرین.

پرداختن به زندگی قله‌های جهاد از این منظر ارزشمند است و از همین روست که بزرگان، ما را به خواندن سرگذشت علمای عامل، شهدا و… سفارش کرده‌اند.

کتاب “تا خمینی‌شهر”حکایت مستندی است از زندگانی یکی از بزرگان جهاد در زمان ما، که در نوع خود الگویی واقعی بود. ظهور حضرت امام خمینی(ره)این اسوه بزرگ دوران غیبت، در عصر جاهلیت ثانی، انسان‌های فراوانی را برانگیخت تا به پا خیزند و اوج بگیرند و به قله‌های انسانیت برسند. تاریخ بعد از انقلاب اسلامی سرشار از مردانی است که با نفسِ مسیحایی حضرت روح‌الله، از همه چیز خود گذشتند؛ از بهشتی و مطهری تا تندگویان و چمران، از همت و خرازی تا فهمیده و هزاران جوان و نوجوان بسیجی که ره صد ساله را یک شبه طی کردند و به قرب الهی رسیدند و هر کدام به اندازه خود ستاره‌ای شدند در آسمان تاریک این زمانه ظلمانی، تا ما راه را گم نکنیم. دوران دفاع مقدس بستری شد برای پرورش بسیاری از این نمونه‌ها و الگوها، اما محصلان مدرسه خمینی به اینان محدود نشد. در گوشه‌ای دیگر از ایران جبهه‌ای بود غریب و طاقت‌فرسا و دشمنی عجیب که هر سرش را می‌زدند از جای دیگر سر در می‌آورد؛ جبهه بشاگرد بود و جنگ با فقرِ به جا مانده از ظلم حاکمان خودپرست. آن‌جا هم زمینه‌ای شد تا مردی بزرگ پرورش یابد، در جهاد مقابل فقر و محرومیت. “حاج عبدالله والی”بی‌شک از بزرگ‌ترین الگو‌های زندگیِ جهادی است که سعی کرده‌ایم در حد وسع خود، او را معرفی کنیم.

[۱] . «فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ الله لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ» نهج البلاغه، خطبه ۲۷