عمق اثر بخشی آثار فرهنگی به ارائه هنری آن است. هنرمندی واقعی می‌فرمود: «... وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود ...». تمام بودن عیار و مناسبت قالب با محتوا، نکاتی است ظریف که تنها چون مرتضی آوینی‌ها به فهم آن دست یافتند، (پس دست‌یافتنی است!). در این مسیر هر کلامی که گره از این کلاف تو در تو گشاید باید در آن تأمل کرد. مخصوصاً که از حلقوم صاحب علم و معرفتی خارج شده باشد. متن زیر به تلخیص از تارنمای حضرت آیت الله حائری شیرازی که درباره هنر نگاشته‌اند انتخاب شده است.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چرا گل زیباست؟ چرا طاووس این چنین زیباست؟ چرا در اعماق دریاها، در گردش ماهی لابه‌لای مرجان ها این قدر زیبایی دیده می شود؟

چرا ما از این زیبایی ها لذت می بریم؟ سعدی گوید: غلامی را دیدم بسته اند ، سبب را پرسیدم گفتند آزادش کنیم صوت خوشی دارد وقتی هوُی می خواند شترهای تشنه به عشق او از آب خوردن باز می مانند و تلف می شوند و سپس می گوید:

اُشتُر به شعر عرب، در حالتست و طرب               گر در تو نیست اثر، کج طبع جانوری

زیبایی یعنی جاذبه و جاذبه یعنی جهت دهنده و کِشنده و حرکت آفرین به سوی آنچه زیباست، به همین دلیل به زیبا می‌گوییم جذّاب .هنر اسلامی، آیت‌الله حائری شیرازی

اگر همه مصایب عاشورا مانع حرکت حسین بن علی و یارانش از حرکت به سمت رضای خداوند نمی شود به دلیل آن است که جاذبه الهی بر روی ایشان از جاذبه زینت حیات دنیا بیشتر بوده: «انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایهم احسن عملا» جهان جایگاه زورآزمایی جاذبه‌ها و زیبایی‌هاست. به بیان صحیح‌تر انسان از دو جنبه خود خواه و حقیقت خواه آفریده شده است و بین این دو آزاد شده است. به همین دلیل است که دانشمندان علوم انسانی غرب در پشت درب‌های انسان شناسی تا آزادی نیامده‌اند؛ آزادی را باور نکرده اند. آنکه آزادی را باور ندارد انسان را نشناخته است، او خیال می‌کند انسان تخته‌پاره‌ای است که بر روی امواج اقیانوس جبر سرگردان است.

انسان مسخر باد حوادث نیست. بلکه تمام شرایط را استخدام می‌کند و همه شرایط برای خدمت به او به‌کار گرفته شده است:  «و سَخّر لکم مافی السموات و ما فی الارض»

 

نعمت آگاهی

انسان بعد از آزاد شدن به نعمت آگاهی و بصیرت مفتخر شده است. « فجعلنا سمیعاً بصیراً » و جای دیگر فرماید: «و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقویها» نه تنها درک آزادی که درک آگاهی هم برای دانشمندان علوم انسانی غرب هنوز معمّای حل ناشده‌ای است و گمان می‌کنند در نگاه، شناخت تابعی است از متغیر روابط تولید و شرایط؛ به همین خیال فکر می‌کنند انسان خمیری است که می‌توان از آن هر جانوری را ساخت. هفتاد سال کمونیست‌ها روی انسان کار کردند تا انکار خدا را در او جا بی‌اندازند. وقتی رفتند، مردم به سمت مسجد و کلیسا هجوم بردن .

جهان جایگاه امتحان است و انسان بین خود خواهی و مجذوب شدن به جاذبه زینت حیات دنیا، حقیقت خواهی و مجذوب شدن به جاذبه خدمت به انسان‌ها و شیفتگی عدالت و کرامت قرار گرفته است. وقتی خود را انتخاب کرد مجذوب جاذبه‌های حیات دنیا می‌شود . وقتی حقیقت را برگزید زیبایی‌های بالاتر از حیات دنیا را درک می‌کند و مجذوب آنها می‌شود .

در اینجا جنگ، جنگ هنرهاست. هنر می‌تواند با محتوایی خودخواهانه تجلی کند و انسان‌ها را با جاذبه فریبنده خود به سمت تاریکی و سراب بکشاند. در مقابل همین هنر می تواند با محتوایی حقیقت طلبانه تجلّی کند و انسان‌های حق طلب را با جاذبه نیرومند خود جذب سیر و سلوک مسیر کمال نماید

محل نزاع، هنر است. محل نزاع جاذبه‌هاست.

حسین‌بن‌علی‌(ع) هم هنرمندانه کارکرده است. هشتاد و چهار زن و بچه را چگونه نظام جمع داده است که در فرمان زنی چون زینب کبری و این زن در فرمان امامی چون حضرت سجاد علیه السلام است. هنر تربیت، هنر تعلیم، هنر اعتماد به نفس و هنر اطاعت از مافوق همه از روی بصیرت و بینایی همه از روی اختیار و آگاهی، همه از روی عشق و اخلاص.

به هر جهت جهان کانون درگیری این دو گونه کشش است و هنر سلاح طرفین است. آمریکا وقتی می‌خواهد سربازان خود را در کار محکم و استوار کند، اگر لازم باشد هنرپیشه‌ای برای آنان هنر نمایی می‌کند و آنها را سرگرم می‌کند. در جبهه وقتی لازم می شد نیروها را تجدید قوا کنند، سراینده‌ای چون آقای معلم و مداحی چون آقای آهنگران سروده‌های آن شاعر را با حال می‌خواند . از شهادت می‌گفت، از عقب افتادن بازماندگان، از قافله پیش آهنگان. آیا آن اشعار هنر نبود؟ آیا آن صوت گیرا هنر نبود؟هنر اسلامی، آیت‌الله حائری شیرازی

حال چرا از هنر نمایش و هنر سینما استفاده نکنیم؟ مگر همین هنر نبود که تعزیه خوان، صد سال قبل استاندار فارس را چنان به گریه در آورد که او را بی‌هوش از مجلس بردند و بعد از دوهفته از دنیا رفت .
اگر همان زمان راه را ادامه داده بودیم و حکومت های لایق داشتیم ما زود تر از غرب به تئاتر رسیده بودیم و از تئاتر به سینما می‌رسیدیم و معارف اسلامی را در قالب فیلم به جهانیان عرضه می‌کردیم. همان‌گونه که سعدی و حافظ، خواجوی و فردوسی و مولوی و دیگران در قالب شعر و نثر آنچه را از معارف به آن رسیده بودند عرضه کردند.

 

هنر در مقابل هنر

اگر هالیوود تهاجم فرهنگی خود را به سراسر عالم گسترده از قدرت جاذبه جنسی و آزادی و جذابیّت بی‌بند وباری و آمادگی نفس اماره انسانی به تنهایی نیست؛ از بی‌حالی و کم‌کاری ما هم هست و گرنه در انسان هم نور هست و هم ظلمت. هر هنری که می‌خواهیم با آن محتوای غنی اسلام را عرضه کنیم به فاخر بودنش بی‌اندیشیم. به دلیل غنای محتوی، ضعف فرم و ساختار و بسته بندی را توجیه نکنیم. اگر خداوند به آنها فرصت داد به ما هم مدد خواهد رساند «کله نمدّ هولاء و هولاء» چون رشد در اوج گیری درگیری بین حق و باطل است هر دو طرف را مدد می دهد. ببینید به ابلیس عمری عطا کرده توأم با سلامت وتوانایی که پیری ندارد.
به هر جهت هنر را با هنر باید پاسخ گفتن و برهان را با برهان و خطابه را با خطابه. هنر سمعی را با هنر سمعی و هنر بصری را با هنر بصری. «وَكَتَبْنَا فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَینَ بِالْعَینِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ».

شمشیر در مقابل شمشیر و کلام در مقابل کلام و مقاله در مقابل مقاله و علم در مقابل علم و هنر در مقابل هنر؛ ما تا اقتصاد رساله‌ای خود را دانشگاهی نکنیم نمی‌توانیم آن را جهانی و بازاری کنیم. ما تا هنر خود را علمی نکنیم نمی‌توانیم آن را دانشگاهی کنیم و تا آن را دانشگاهی نکنیم نمی‌توانیم آن را کارشناسانه کنیم و تا کارشناسانه نکنیم نمی‌توانیم در بدنه حکومت پذیرفته کنیم و تا حکومت نتواند هنر اسلامی را بپذیرد هنر در انحصار هنر وابسته و وارداتی است. البته تغییراتی تاکتیکی در هنرِ وارداتی برای رفع حساسیت مؤمنین و علماء داده می‌شود. اما لعابی بیش نیست. عیناً همان‌گونه که در اقتصاد مشاهده می‌کنیم اسلام به ظلم راضی نیست آیا در آنچه به عنوان بهره، داده و گرفته می‌شود ظلم نیست؟ به قول امام راحل به مسوولان بانک‌ها: «کاری کنید پول کارنکند». در اسلام پول کار نمی‌کند . حالا در کشور ما پول کار نمی‌کند؟ به هر جهت علم در مقابل علم و دانشگاه در مقابل دانشگاه. امید است همین دانشگاه‌ها به برکت جنبش نرم‌افزاری و نهضت تولید علم بتوانند علم را در تمام رشته ها بومی کنند و «هنر» را هم بومی کنند.

نوشته‌ای از آیت الله حائری شیرازی درباره هنر

ثبت كردن نظر

دیگران