نوایِ گرم و مخلصانه و جان‌فزایِ «حاج ماشاالله عابدی»؛ مثل نسیم، مثل عطر، مثل یک آواز داوودی، از پنجره‌های روح به درون روحِ مستمعین به مهمانی می‌آید و روح‌شان را خنک می‌کند، آرام می‌کند، لطیف می‌کند، تسکین می‌دهد و شنوا می‌کند. آتشِ درونش از سوزِ صدایش پیداست: «و آتشی که نمیرد، همیشه در دل اوست».

مطلب زیر بخشی از صحبت‌های حاج ماشاءاللّه عابدي –که حدود چهل سال است که مداح و مناجات‌خوان هستند- است درباره‌ی هیئات مذهبی.


اهمیت هیئت‌های مذهبی و مجالس حسینیصحبت‌های حاج ماشاءاللّه عابدي درباره‌ی هیئات مذهبی

آن تشکیلاتی که بیش از همه در پیروزی انقلاب و در جنگ تحمیلی به خصوص روزها و سال‌های اول مؤثر بود همین هیأت‌ها بود. همین سینه‌زنی‌ها و دسته‌های عزاداری بودند که مهمترین نقش را در پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی داشتند.

دشمن هم که به موقعیت این مجالس پی برده، کارهایی کرده و می‌کند که این هیأت‌ها را که این چنین موثر بودند و هستند را از تأثیر بیندازد. مقداری هم موفق بوده، اما باید بدانیم که دست امام حسین در کار است و امام حسین مثل قرآن حافظش خودِ خداست: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون». البته هرکس در این وادی وظیفه‌ای به عهده دارد. باید قدم برداریم و تلاش کنیم که هیئات‌مان بهتر شود.

هيئات و مداحي‌ها، در تمام موارد، با در نظر داشتن همه‌ی مشکلات، از زمان گذشته بهتر شده‌اند؛ نه آنکه در بهترين وضعيت خود قرار داشته باشند، اما نسبت به آنچه در گذشته بوده، از هر جهتي که فکر کنيد، بهتر شده‌اند. به عنوان مثال، مداحان در گذشته از سواد چنداني برخوردار نبوده و علم و سواد کم، در اشعار آنان به خوبي مشهود بود. در آن زمان، اگر کسي مي‌خواست در مراسم دعاي «عرفه» شرکت کند، به راحتي نمي‌توانست، جايي را تحت عنوان «مکان برگزاري دعا» بيابد. حال آنکه امروز، اين مراسم، با شکوه و عظمت برگزار مي‌شود و شرکت‌کنندگان بسياري هم دارد. به همين شکل، رعايت اصول مذهبي ديگر هم با دشواري همراه بود. در جايي که حجاب را از سر مادرانِ ما برمي‌داشتند، چطور مي‌شد «دين‌داري و دين‌مداري» را حاکم بر جامعه فرض کرد؟

وضعيت فعلي مجالس عزاداری ما از گذشته بهتر است. اما اين «بهتر» عيب و نقص‌هایي دارد و جاي آن دارد که خيلي بهتر از اين باشد. برای بهتر شدن هيئات مذهبی، هم «مدّاح» و «واعظ» وظایفی دارند، و هم «مستمع» و «مدیر هیئت».

 

وظیفه‌ی مداح

دوستان ما به عنوان مداح، آدم‌های خوبی هستند و ما ارادت داریم، اما به چند مطالب باید به خوبی توجه کنند. يكى شعر خوب است. از اشكالاتى كه به برخى «خوانندگان» وارد است، خواندن اشعارى‌ست كه معمولاً از جهت ادبيات و محتوا، اشعار ضعيفى‌ست؛ حتّى گاهى كلماتش هم بسيار ضعيف است!

مقام معظم رهبرى هم در مجالس خاصى تذكر داده‏اند كه شعرهاى ضعيف را نخوانيد؛ شعرهاى قوى‏تر بخوانيد. يكى از مدّاحان هم در جواب مقام معظم رهبرى -كه البته نبايد جواب مى‏دادند- گفتند كه مستمعان اين جور مى‏خواهند! آقا هم فرمود: «شعر قوى‏تر بخوانيد، مستمعان هم اين جورى مى‏شنوند.» یا در جایی دیگر فرمودند که: «خوب خواندن، نافله است. واجب، شعر خوب است.» مدّاحان ما باید به این فرمايش مقام معظم رهبرى خیلی توجه کند.

از شعر حافظ به‌راحتی مى‏شود در زمينه‏هاى مختلف استفاده كرد؛ حتّى در زمينه‌ى مصيبت و مرثيه. اگر آدم، خوب در اشعار حافظ دقت كند، مى‏تواند از آن به خوبى استفاده كند. به عنوان مثال من يادم هست، زمانى در شب عاشورا اين شعر را خواندم:

«معاشران گره از زلف يار باز كنيد! شبى خوش است بدين قصّه‏ اش دراز كنيد!»

ديدم خيلى هم با شب عاشورا تناسب دارد. چون موضوع كلى شعرهاى حافظ «فراق» است البته فراق توحيدى و موضوع امام زمان كه باز هم فراق است و خيلى از شعرهاى حافظ را مى‏شود با امام زمان عليه السلام انطباق داد مثلاً:

«اى نسيم سحر، آرامگه يار كجاست   منزل آن مه عاشق كش عيّار كجاست»

و:

«شب تار است و ره وادى ايمن در پيش   آتش طور كجا، وعده ى ديدار كجاست؟!»

البته كسى هم كه مى‏خواهد شعر حافظ بخواند، بايد در بسيارى از موارد سن و سالى از او گذشته باشد و با تجربه باشد. اينطور نيست كه آدم، يك كتاب را باز كند و همه چيز برايش فراهم شود!

شعرهاى مانند شعرهاى آقای حسان هم پُر محتواست، به‌خصوص مجموعه‏ى شعر «اى اشك‏ها بريزيد». یا ديوان كُمپانى -که اشعار مرحوم آيت اللّه غروى اصفهانى ا‌ست- اشعار بسيار خوب و بلندى دارد. از آقاى سازگار هم، مجموعه‌ى شعر «نخل ميثم» اشعار خوبى دارد. اشعار و کتاب‌های آقاى «مويد شهدى» هم مطلوب و مورد پسند است.

در بين شعر شاعران جوان هم شعرهاى بسيار خوبى هست. اما گاهى شاعران جوان فقط بايد شعرهاشان را بسرايند تا تجربه بيندوزند و قوى بشوند؛ آنوقت اشعارشان را عرضه كنند. گاهى به رفقا مى‏گويم شعرهايى را حفظ كنيد كه اگر بيست سال ديگر هم خواستيد بخوانيد، رويتان بشود بخوانيد!

برخی هم می‌گویند ما با این سبک خواندن، جوان را به مجلس امام حسین می‌کشیم تا به جای خلاف در خیابان، انرژی‌اش را این‌جا تخلیه کند. آخر هر جذبی که صحیح نیست. ممکن است وسایل دیگری خیلی بیشتر جذب بکند، اما آیا درست است؟ این‌ها جذب چه می‌شوند؟ اگر واقعا جذب امام حسین بشوند باید عملشان در جامعه بروز کند. ولی بعضاً این‌طور نیست. بعضی از این جوان‌ها می‌بینند این‌جور عزاداری با همه‌چیزشان می‌خواند. هرکاری بخواهند می‌توانند بکنند، بعد هم بروند توی این مجالس سینه بزنند. این جذب نیست. هر چه آدم اصولش را محکم‌تر نگه دارد، جذابیت‌اش بیشتر است. همیشه وقتی ما از دید خودمان چیزهایی به دین بستیم و فکر کردیم باعث جذب می‌شود، همان به دین لطمه زده. ممکن است در برهه‌ای از زمان یک دسته‌ای را بیاورد ولی تا یک باد بوزد همه‌شان می‌روند.

موضوعِ دیگری را هم که مداحان محترم باید مورد توجه قرار دهند این است که مصیبت امام حسین را بخوانند. بینید گاهی در بعضی از مجالس، در سر تا سر برنامه، چیزی که کمتر خبری از‌ش هست، عزاداری امام حسین است. اشعار طوری‌ست که برای عشق خودشان سینه می‌زنند. عشق به امام حسین، عشق به کربلا یا این‌ها، به‌هرحال حرف عشق خودشان است، حرف مصیبت امام نیست. حرف عزاداری نیست. مثلاً خطاب به امام می‌گویند من نوکر و خدمتگزار شما هستم و سینه می‌زنند. این کار خطایی نیست، ولی عزاداری هم نیست. ذکر مصیبت حسینی نیست.

دوستی روحانی داشتیم به نام شیخ محمود غفاری، که خیلی هم فاضل بود. شهید شد. وقتی عزاداری می‌کردیم سینه می‌زد. وقتی از عزاداری خارج می‌شدیم و از این حرف‌ها می‌زدیم، سینه نمی‌زد و ساکت می‌شد. می‌گفت ما اجازه داریم به خاطر امام حسین به خودمان لطمه بزنیم. سینه و زنجیر بزنیم، نه برای خودمان. به من می‌گفت مثلاً آن‌جا که خواندی: «نماز بی‌ولای او، عبادتی است بی‌وضو» شعر بدی نبود ولی عزای امام حسین هم نبود.

 

وظیفه‌ی واعظ 

بحث ديگري که در کيفيت کار هيئت‌ها تأثير بسزايي دارد؛ «روحاني» و «واعظي» است که مسئوليت سخنراني در جلسات را به عهده دارد. متأسفانه گاهی شاهد آن هستيم که برخی از واعظان از اطلاعات کافي براي عهده‌داري اين مسئوليت برخوردار نيستند. يکي از دلايل آن هم اين است که بعضي اوقات آنقدر تعداد جلسات واعظان افزايش مي‌يابد که فرصت باز و بسته کردن يک کتاب را هم ندارند. بنابراين محتواي منبرها کم‌مايه و بي‌مايه می‌شود و همان فرصت اندکي که به سخنراني اختصاص مي‌يابد، هيچ‌گونه اثر مفيدي برجاي نمي‌گذارد. سخنراني با چنين مشخصاتي، تنها يک سخنراني تجاري‌ست.

واعظي که منبر پرمايه‌اي داشته باشد، قادر است «هيئت‌دار» را هم تغيير دهد. من از طرفداران پر و پا قرص «روحانيت»ام. اگر هم اعتقاد به بهتر بودن وضعيت فعلي نسبت به گذشته دارم، اين از اثرات حضور مؤثر «روحانيت» در جامعه است. مطابق با فرمايش امام راحل: «آن کس که مي‌گويد روحانيت نه، يعني اسلام نهاما به هر حال این اشکال وجود دارد و حتی برخی از روحانیان هم در محضر رهبر معظم انقلاب این موضوع را مطرح کردند. به عنوان مثال اجازه بدهید از «حاج آقا ضياءآبادي» نکته‌ای را عرض کنم. ایشان که از روحانیانِ فاضل و برجسته‌ی تهران هستند- با وجود اصرارهاي فراوان من و دیگر دوستان در هیئت براي شرکت در جلسات ما، آخرين حرفشان اين بود که: «از آن جهت که بايد براي هر جلسه چندين ساعت وقت براي مطالعه صرف کنم و در حال حاضر اين فرصت را ندارم، نمي‌توانم در جلسات شما شرکت کنممتأسفانه کساني که اين‌گونه رفتار کنند، کم هستند.

و روحانیان وظيفه دارند بيشتر روي مباحثي که ارائه مي‌دهند، کار کنند. گاهي مي‌بينيم مباحثي که مطرح مي‌شود، هيچ ارتباطي با خواسته و نياز جمع ندارد و اين اشکالي‌ست که بايد رفع شود. از خاطرات «شيخ محمود تحريري» -که به حقيقت از علماي بزرگ شیعه و از شاگردان خوب «علامه طباطبايي» بودند- یکی اين بود که در جلسه‌اي منبر رفته و در مذمت ريش‌تراشي صحبت کرده بودند. مدير هيئت از ايشان خواسته بودند که به اين صحبت ادامه ندهند و ايشان نپذيرفته بودند؛ چراکه تشخيص ايشان اين بود که اين صحبت در آن مجلس لازم بوده و ايشان در پي انجام وظيفه بودند.

 

وظیفه‌ی مستمعین

مستمعین و جوان‌هایی هم که در محافل حسینی شرکت می‌کنند، وظایفی دارند. مهمترین وظیفه مستمعین، این است که روی محتوایی که مداح می‌خواند کمی دقت کنند. ببینند چیزی که در مجلس خوانده می‌شود به کار سینه‌زنی و عزاداری امام حسین می‌خورد یا نه. اگر بیست تا جوان، فکرشان را به کار بیندازند که من برای چی دارم سینه می‌زنم، و این مداح چی دارد می‌گوید که من دارم با آن سینه می‌زنم، و بروند بگویند آقا این چی بود شما خواندی؟ کم‌کم خود مداح متوجه می‌شود.

و مطلب دیگر این‌که مستمعین سعی کنند هیئت را جذّاب کنند.  جذابیت، همه‌اش به خواندن نیست. اگر جوانی که به مجلس می‌آید، فضا طوری باشد که واقعاً برای امام حسین گریه کند، همین عامل جذابیت است. محتوا دادن به مجلس، سخنران، آراسته بودن مجلس، طولانی نبودن جلسه، همه از عوامل جذابیت هستند. یا این‌که هیأت از حالت تعصبات گروهی خارج بشود و جوانی که به یک جلسه‌ می‌آید احساس غربت نکند. فکر نکند چون مال این هیأت نیست، این‌‌جا جایی ندارد. الان جوان‌ها نوعاً تحصیل‌کرده و بافضیلت و باسوادند. اگر ببینند در جایی چیزی دستشان می‌آید، می‌روند. اما اگر ببینند وقتشان تلف می‌شود، نمی‌روند.

 

وظیفه‌ی مدیر هیئت 

در «هيئت‌داري» گرداننده‌ی هيئت، اغلب کسي‌ست که هزينه‌ی بيشتري تقبل کرده است. و وقتي براي انتخاب «مدير» به جاي شايستگي، پول تعيين‌کننده باشد، اثرات زيان‌بار آن به تمام هيئت و هيئتيان سرایت پیدا می‌کند. اين اشکالي‌ست که هم در قديم و هم زمان فعلي وجود داشته است. با اين تفاوت که در قديم بيشتر مردم جامعه، بي‌سواد بودند و در زمان فعلي، تقريباً مي‌شود گفت، حداقل مدرک تحصيلي مدرک «کارشناسي» است. باید مديران هيئت‌ها، افرادی شایسته و وارسته باشند. در جلسه‌اي آيت‌ا... بهجت به نکته‌ی جالبي اشاره کردند و فرمودند: «اگر فرض کنيم در حدود هزار نفر تحت سيطره‌ی مديريت فردي باشند و آن فرد دروغ‌گو باشد، دروغ‌گويي در میان تمام آن افراد رايج خواهد شدبنابراين شيوه‌ی مديريت، يکي از بحث‌هاي مهم در شکل‌گيري هيئت‌هاست.

 

دانلود فایل صوتی حاج ماشاءالله عابدی - غزل امام زمان - صبح جمعه 19-9-89 منزل مرحوم اربابی

ثبت كردن نظر

دیگران