
شناخت جریان فتنه در کلام حضرت علی علیه السلام
إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ وَلَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى.
در خطبه پنجاه نهجالبلاغه حضرت امیر از وقوع فتنهها خبر میدهند و میفرمایند شروع فتنهها چطور است. حضرت با بیانشان همه را آمده میکنند تا تکلیفشان را در این صحنه بدانند. إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ حضرت میفرماید فتنهها از نقطهای آغاز میشود که تبعیت از هوا میشود. یعنی این است که نظر خودمان را به جای نظر خدا استفاده کنیم. این موضوع ارتباط به گروهی ندارد. با شروع فتنهها احکام تُبْتَدَعُ میشود. در سوره فرقان آیه 43 میفرماید:أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا - آيا ديدى کسى را که هواى نفسش را معبود خود برگزيده است؟!
طبیعتاً باید این افراد در احکام یک نوآوری داشته باشند. برای اینکه آن اهوا بتواند منطقی تبعیت شود. اگر کسی بخواهد غیر منطقی اهوا را ارائه دهد، محکوم به شکست است. تمام کسانی که شما میشناسید که حادثه آفرین هستند، افرادی منطقی هستند. شما آنها را احمق تلقی نکنید. از فرعون تا یزید همگی اهل تفکر بودند. من ناراحت میشوم گاهی میشنوم که چهره یزید را آنقدر پلید نشان میدهند که این پلید بودن باعث میشود که شما نتوانید درست تحلیل کنید. مثلاً درباره او میگویند که انسان میمون بازِ عرق خوری بوده. درست است که میمون باز و عرق خور بوده ولی این کار حکم یک تفریح برای او داشته. مثل همین اُمرای کشورهای خارجی که حیوانات خانگی را نگه میدارند و عرق هم میخورند ولی به این معنا نیست که یک فرد عرق خور لایعقل هستند.
یزید دارای یک شخصیت بسیار برجسته و کاریزماتیک بوده. این فرد تحت تربیت مسیحیت و یهود بزرگ شده و معاویه او را از همان ابتدا به دست مسیحیت و یهود بزرگش کرده. معاویه در زمان خودش حیلهگر هنرمندی بوده و برای حکومتش یزید را تربیت میکند و در پایان امرش یزید را معرفی میکند. تا قبل از این هیچ اطلاعی از شخصیت یزید در جامعه آن زمان وجود ندارد. یزید هم در آن زمان از شخصیت برجستهای بوده. او به قدری به ادبیات و شعر مسلط بوده که شعرهای او هنوز در کتب ادبیات عرب جزو مفاخر شعر عرب میباشد. خود این موضوع باعث میشده او شخصیت خاصی پیدا کند. چون تحت تعلیم یهود و مسیح بوده اخلاق آنها را هم گرفته و میمون باز و عرق خور شده. یزید انسان حادثه آفرین بود و مطمئن باشید که فرد باهوشی بوده که توانسته مردم کوفه را فریب بدهد. اتفاقا مردم کوفه مشکل خاصی نداشتند او هنرمند بود که توانست آنها را فریب دهد.
امام حسین علیه السلام به مسلم ابن عقیل مثل چشمانشان اعتماد داشتند. کمتر شخصیتی مثل مسلم در تاریخ اسلام بوده. او تمام معادلات کوفه را بررسی میکند و به امام حسین علیه السلام میفرماید که کوفه آماده ورود شما میباشد. یزید در همان زمان با یک تعویض خاصی عبیدالله را به حکومت کوفه میآورد و عبیدالله کار میکند که افکار مردم تغییر میکند. اگر کسی شخصیت معاویه را درست تحلیل کند به تمام آنچهکه شیطان در چنته خود برای فریب مردم دارد پی میبرد. تمام شگردهای شیطان در معاویه تجمیع شده. اگر کسی بخواهد جریان فتنه را اداره کند باید فرد باهوشی باشد و بتواند نوآوریهایی کند.
فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ حضرت میفرماید اگر باطل خالص بود و آمیختهی به حق نبود لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ ترسیده نمیشد کسانیکه اراده فهم حق دارند.
اگر واقعاً باطل یک باطل محض بود تکلیف مشخص بود. همه متوجه میشدند. ولی هیچ وقت باطل خودش را اینگونه بروز نمیدهد. باطل همیشه خودش را در چهرههای حق و با مزاجها و آمیختههای حق بروز میدهد. وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ اگر حق هم از لفظ باطل و از پوشیدن باطل خالص بود انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ زبانهای معاندین قطع میشد. حق هم اینگونه نیست. مشکل جریان حق این است که خیلی وقتها به لفظ باطل پوشیده شده است. به دلیل انجام دادن کارهای باطل چهرهی حق با لفظ باطل و کثیف چهرهی مخدوشی میشود. وَلَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ یک تکه از حق یک تکه از باطل فَيُمْزَجَانِ پس قاطی که میشود و اینجا محل فتنه است. اگر جریان حق از هر لفظ باطلی خالی بود که عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ ولی مهم این است اینگونه نیست. مثل انسان تمیزی است که وقتی داخل لجن میشود و بیرون میآید بوی بدی میدهد. این انسان فهمیده و درست است ولی الان به دلیل لفظ باطلی که پیدا میشود زبان معاندین بریده نمیشود. و اتفاقاً بصیرت برای همین جا میباشد.
آیا میشود حقی هیچ لفظ باطلی بر خودش نگیرد؟ اینطور نیست. چون در جریان حق همیشه انسانهایی هستند که به باطل عمل میکنند. شاید اشتباه یا معاندانه به باطل عمل کنند. لفظ باطل را به حق میپوشانند. بصیرت برای این نیست که انسان فرق حق محض و باطل محض را بشناسد. این کار که اصلاً بصیرت نیاز ندارد. بصیرت برای آنجایی است که حق به لفظ باطل و یا باطل آمیخته شده به حق باشد و فرد بتواند تشخیص دهد. یعنی بفهمد که این جریان حق است، ولی به لفظ باطل پوشیده شده است. این است که حضرت آقا میفرمایند: اصل و فرع را با هم قاطی نکنید. که مثلاً این جریان باطل است ولی گاهی مظلوم واقع میشود حق هم میگوید. بصیرت برای این موقعها میباشد. حق و باطل به هم آمیخته میشود و عدهای گیج میشوند و فتنهها صورت میگیرند. فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ در آن موقع شیطان از دوستان خودش و از کسانی که جریان حق را نتوانستند تشخیص دهند سواری میگیرد. وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى و کسانی که خدا برای آنها حسن و خوبی خواسته نجات پیدا میکنند. و آنها با حسن و خوبی و خیر در حرکتند.
انشاءالله که خدا ما را از تابعین حق قرار دهد و از سربازان امام زمان(عج) باشیم. من از این وحشت دارم که سنگ چیزی را به سینه بزنم و بعد وقتی حضرت ظهور کنند بگویند تو از ما نیستی. به نظر من هر کسی پشت سر و یا جلوی مقام معظم رهبری حرکت کند و بخواهد از ایشان دفاع کند و تیر بخورد، یعنی منویاتشان را عمل کند و در این خط قرار بگیرد او میتواند امیدوار باشد که در موقع ظهور هم در همان خط قرار میگیرد. چون ایشان همان نائب عام امام زمان(عج) هستند. و گرنه معلوم نیست که در زمان ظهور کسی که خارج از خط ایشان میباشد بتواند به راحتی از فتنهها جان سالم به در بیاورد.
گزیدهای از بیانات حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان در جلسات تفسیر سوره توبه 17/10/88



