در رثا و ثنای کانون امید و ابتکار و نوآوری، دکتر سعید کاظمی آشتیانی

به قلم سید علی مقدم

(این متن چند روز بعد از درگذشت دکتر کاظمی آشتیانی به رشته تحریر درآمده)

 

موسسه‌ی رویان دکتر سعید کاظمی آشتیانی جهاد دانشگاه سلول های بنیادی

 

در هنگامه‌ای که دنیای ا‌ستکبار با تفرعن و استهزاء بر برنامه‌های اتمی ایران ریشخند تمسخر می‌زد و با ذکر این مطلب که‌ایران کشوری عقب مانده و فاقد زیرساختهای علمی لازم برای تحقیقات درعرصه‌های برتر علمی و توانایی در گشودن ابواب دانش و فناوری‌های نوین و انحصاری‌ست، تلاش می‌کرد به دنیا بباوراند که‌ایران دنبال تحقیقات هسته‌ای نیست چرا که نمی‌تواند بلکه درصدد تهیه‌ی بمب اتمی از طرق مختلف است؛ این خبر که دانشمندان جوان ایران در دیدار با رهبر معظم انقلاب، گزارش کاملی از دسترسی ایران اسلامی به دانش نوپای سلول‌های بنیادین که انقلاب عظیمی در علوم زیستی جهان است را ارائه کرده‌اند، پاسخی دندان شکن به دشمن بود. معنای این خبر این بود که‌ایران توانسته است جزو ده کشور برتر در عرصه‌این دانش شده و توانسته فاصله علمی و فناوری خود را در این میدان با جهان به حداکثری دو سه ساله برساند.

ایران که قرن‌ها از قافله‌ی علوم روز دور نگه داشته شده بود اینک با چنین شتابی به میدان مسابقه با رقبایی برآمده که بودجه‌ی تحقیق آنها هزار برابر است و چرخه‌ی علم را در انحصار دارند. با انواع حراست‌ها از نشت آن مانع می‌شوند، ولی ایرانی با همان راز و رمزهایی که بزرگ‌ترین دژهای سیاسی‌ستکبار را به تسخیر درآورد اینک توانسته گاوصندوق‌های علوم و فنون را رمزگشایی کند. این خبر چنان عزت و غروری به‌ایرانیان بخشید که در اقصا نقاط کشور نیز چشمه‌های جوشان توانمندی و احساس توانایی بر قله‌نشینی در دانش و بازگرداندن دوران مجد و عظمت تمدن ایرانی و اسلامی نمایان شد. دشمنان گرچه در ابتدا با نگاه ناباورانه و محتاط با موضوع برخورد کردند ولی دیری نپایید که مقالات پی در پی دانشمندان جوان ایران در معتبرترین مجلات روز جهانی دانش، دیرباورترین‌ها را به اقرار واداشت. از آن پس ادبیات استکبار از ایرانی نمی‌تواند، به‌ایران نباید، مبدل شد. آنها فهمیدند که انقلاب اسلامی چنان این ملت را شکوفا کرده است که بر آنچه اراده کند دست خواهد یافت.

این آغاز کار بود چرا که‌این جوانان سال‌ها قبل، از مراد خود شنیده بودند که باش تا صبح دولتت بدمد/کاین هنوز از نتایج سحر است. اینک چهره‌ی معصوم، مصمم، باصفا و پرجاذبه‌ی دانشمندی جوان بود که هر از گاهی، بشارتی جدید را بر مردم قرائت می‌کرد. به موازات فتح آفاق علمی هر چه سریعتر این دانش جدیدی را کاربردی کردن و به میدان بهره‌دهی برای مردم آوردن گام مهم بعدی بود. بله، سلول‌های بنیادین، بینایی را به چشم‌ها برگرداند، قلب‌های فرسوده را‌ترمیم کرد و کار برای تولید اعصاب شروع شده است.

سند چشم انداز، ایران را در افق 1404 با جایگاه علمی و فناوری در سطح منطقه معرفی کرده است اما غیرت این مجموعه‌ی جوان و همت بلند آنان از لحظه‌ها سال می‌ساخت. گام‌ها بسیار سریع و بلند برداشته‌ایم شد. او عزم کرده بود که فاصله را روز به روز کاهش دهد. در بعضی عرصه‌ها فاصله را به ماه و گاه به روز و ساعت رسانده بود. ولی اینک وقت آن فرا رسیده که‌ایران برای اولین بار همه‌ی رقبا را درنوردد و نام مبارک جمهوری اسلامی را در عرصه‌ای از این دانش عظیم به عنوان اولین ثبت کند. ورود در این مسابقه‌ی نابرابر که در یک سو استکبار با همه‌ی امکانات عظیم و مدل‌های پیشرفته علمی و تحقیقی و در سوی دیگر یک جمع جوان مومن البته موید به روح قدسی ولی در انواع تنگناها و بی‌مهری‌ها و مظلومیت‌ها ولی باز هم اعجاز انقلاب است که همه‌ی خستگی‌ها و مشقت‌ها را به جان گوارا و به‌این کار شتاب می‌بخشد.

حال وقت آن رسیده، نتایج عرصه‌ی دیگری از این دانش که «همانندسازی» است به جهان عرضه شود و با چه شور و اشتیاقی این موضوع مهم به خدمت مراد و مقتدا گزارش می‌شود و چنین پاسخ می شوند:

«با همت و پشتکار، هدف‌های بزرگ این تحقیقات را دنبال کنند و این ثروت هنگفت انسانی را برای کشور و ملت خود تولید نمایند. إن‌شاءالله موفق و موید باشند.»

آه چه دردناک است شنیدن خبر «قلب رویان ایستاد». چه کسی می‌تواند باور کند که چنان با شور و نشاط همگان را با بشارات علمی خود به وجود می‌آورد و برای ملت ما عزت و برای توسعه‌ی علمی‌کشور الگو و برای انواع بیماری‌های صعب کشور، درمان و سلامت به ارمغان آورده است، اینک خود آرام گرفته است. آه چه جانکاه و باورنکردنی‌ست. اما با تقدیر چه می‌توان کرد؟ با چه زبانی می‌توان سوگواری کرد؟ عمق فاجعه را تا چه حدی می‌توان دید؟ و چه زبانی می‌تواند گویاتر از بیان رهبری حکیم و گوهرشناس و کاشف و پرورش‌دهنده سلول‌های بنیادین رشد و توسعه‌ی ملی که در رثای کاظمی‌که تمام آرزویش در هر عرصه از پیشرفت کار نشاندن لبخندی بر لبان این پیرمراد بود، چکامه‌سرایی کند:

بسم الله الرحمن الرحیم

«با تأسف و تلخ‌کامی، خبر درگذشت دانشمند مومن و جهادگر، مرحوم دکتر سعید کاظمی آشتیانی را دریافت کردم و بر فقدان ان شخصیت ارزشمند که کانون امید و ابتکار و نوآوری بود، افسوس خوردم.

وی یکی از فرزندان صالح انقلاب و از رویش‌های مبارکی بود که‌اینده‌ی درخشان علمی را در کشور نوید می‌دهند.

موسسه‌ی‌‌ی رویان که مجمع ارزشمندی از نوآوران و جهادگران عرصه‌ی علوم زیستی‌ست، در پیدایش و رشد و اعتلای خود، مدیون همت و ایمان و پشتکار این دانشمند جوان و بلند همت است.

اینجانب ضایعه‌ی دردناک فقدان این عنصر خدوم و با ارزش را به خانواده‌ی گرامی و همکاران عزیزش صمیمانه تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال رحمت و علو درجات را برای وی و، صبر و سکینه‌ی الهی را برای بازماندگان و همراهانش مسألت می‌دارم».

   سید علی خامنه‌ای

و اینک اگرچه داغ این فراق روز به روز سوزاننده‌تر می‌شود و چنین ثلمه‌ای جبران ناشدنی‌ست لیکن به زبان حال کاظمی می‌گویم که:

سرخم می سلامت شکند اگر سبویی

نهال رویان با عنایات باغبان رویان‌ها و رویش‌ها و باغستان‌های توانایی و دانایی و فرهیختگی سر خواهد کشید و دانشمندان جوان و محققان بزرگ در این بنیان مرصوص و بنای افراشته بر پایه‌های دانش، تقوا، همت، تلاش همه‌ی اهداف والای این نهاد مقدس را محقق و افق‌های جدید را فراروی ملت خواهند نهاد.

به یقین، کاظمی آشتیانی برای این ملت یک فرهنگ است. یک هویت ملی‌ست یک روح است که باید در افکار و اعمال و اخلاق جامعه‌ جریان یابد تا بتوان فاتح قله‌های شرف و توانایی شد. تجلیل از این شخصیت ارزشمند تجلیل از هویت ملی ماست تجلیل از دانش و فرهیختگی‌ست، تجلیل از انقلاب اسلامی‌ست و جا دارد همه‌ی کسانی که از دور و نزدیک متنعم به نعمت آشنایی با این عزیز بودند با ذکر جمیل سپاس گوی این انعام باشند تا با الگو شدن چنین اسطوره‌های بزرگ ملی مسیر تعالی کشور فراهم شود.

حقیر نیز به پاس بیست و چند سال آشنایی نزدیک با این شخصیت والامقام و معتقدات و روحیات و خلقیات و سیره و منش و روش‌های کاری او شمه‌ای از این خصوصیات که راز و مرز موفقیت‌های او بود و می‌تواند برای همه آموزنده باشد و الگویی برای توسعه‌ی دانش کشور است اشاره می‌کنم.

1- بی ادعایی: بارزترین جلوه‌ی ایشان همین خضوع و تواضع و بی‌ادعایی بود به طوری که تقریباً همه‌ی کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند پس از مرگ او فهمیدند که او را نمی‌شناخته‌اند. او مصداق کاملی از «خیراً مما یظنون» بود که همه‌ی مقامات علمی و مدیریت معجزه‌آسای او در ورای سادگی و بی‌آلایشی و سلوک معمولی او پنهان شده بود.

2- بزرگی: در قبال بی ادعایی و تواضع، او به معنای واقعی کلمه بزرگ بود. بزرگ می‌اندیشید، بزرگ می‌زیست، با بزرگان مجالست می‌کرد. به کارهای بزرگ می‌پرداخت و از حقارت و پستی متنفر بود. او به معنای واقعی کلمه عاقل بود و از عقل پخته‌ی خود به خوبی‌ستفاده می‌کرد و او به حق دارای لب راجح بود.

3- همت بلند و بلندنظری: او پیش روی خود افقی والا داشت و آرزوهای او شخصی و حقیر و کودکانه نبود. افق و آفاق روشن و متعالی انقلاب بود. همت و عزم و اراده و نیل به آن افق‌های دور در او وجود داشت و بر همین اساس او هیچگاه متوقف نبود و پیوسته در حرکت و جنب و جوش بود.

4- مبتکر و خلاق: روح بلند، همت متعالی و دانش وافر، او را به خود مشغول نکرده بود بلکه سرمایه‌ای برای خلق روش‌ها و برنامه‌های متنوع به منظور پیشرفت و پیشبرد امور شده بود و پرداختن به مقوله‌های بسیار مهم و متنوع که در سال‌های اخیر و خصوصاً در موسسه‌ی‌ی رویان شاهد بودیم محصول ذهن خلاق این دانشمند عزیز است. او ایده‌ها و نکته‌ها را شکار می‌کرد و در کارگاه ذهن خلاق خود به طرحی عملیاتی مبدل می‌ساخت. او فردی اثرگذار بود و حتی اساتید و محققان بزرگ اغلب از او اثر می‌پذیرفتند.

5- موسس بودن و بنیانگذاری: او برای تحقق ابتکارات خود قدرت ایجاد بنا داشت و خیریه‌های بسیاری را ایجاد کرد و مدیریت مناسبی برای آن ایجاد کرد از جمله‌این موارد تأسیس کلینیک فاطمه الزهرا(س) در اوایل دهه‌ی شصت یعنی سال‌هایی که او هنوز دانشجو بود و نمونه‌های فراوان از این قبیل که‌اینک این مرکز به عنوان باقیات الصالحات به جا مانده است.

6- قدرت رهبری و هماهنگ سازی و کار جمعی: او صرفاً یک مدیری نبود که عوامل و اجزای کار را با هماهنگی به کار گیرد. بلکه او دارای راهبرد بود راهبردها و سیاست‌های بزرگ را با واقع بینی عملیاتی می‌کرد. او برنامه‌ی اجرایی و طرح کاربردی برای آن داشت و قدرت فراهم کردن امکانات و بکارگیری و هماهنگی و ایجاد تیم کاری و هدایت کار تا نیل به مقصود در او بسیار بارز بود.

7- قدرت شکوفاسازی‌ستعدادها: او با ژرفنگری، در کشف استعدادها و ایجاد محیط مناسب رشد برای آنان ممتاز بود و می‌توانست بهترین‌ها را گزینش کند و با دست خالی آنها را به لوازم پیشرفت و تعالی تجهیز کند و به بهترین شکل به‌کار گیرد و کارهای بزرگ را به دست آنان انجام دهد و با اینکه امکانات کاری او وسیع نبود ولی برای محققان خود دغدغه‌ی نبود امکان را باقی نمی‌گذاشت و اعتبارات و درخواست‌های آنان را فراهم می‌ساخت.

8-  امکان سازی: هر کاری، هر چند کوچک، نیازمند امکانات درخور است و سختی کارهای بزرگ این است که فراهم کردن امکانات درخور آن به دلیل ناآشنایی اصحاب مکنت و بی‌اعتمادی به توان در خدمت کار قرار نمی‌گیرد. شاید بزرگترین بخش جهاد علمی این دانشمند عزیز در فراهم آوری امکانات لازم و البته حداقلی برای طرح‌های بلند خود بود. خوشبختانه اتفاقی خوش که دستش عروه‌الوثقی گرفت، اعتمادی که رهبر والامقام از اولین روزهای آشنایی با این جوان فرزانه به ا و داشتند و کمک‌های مادی و معنوی معظم له مسیر را هموار می‌کرد. لیکن این صبر و حوصله و استقامت و ذکاوت او بود که بالاخره بر سرسختی دستگاه‌ها فائق می‌آمد و شرایط و لوازم کار فراهم می‌شد.

9- مقتصد بودن: او از مصرف‌گرایی به شدت بیزار بود و به دنبال آن بود که کشور را از راه علم ثروتمند کند. صرف بودجه‌های گزاف برای کارهای به اصطلاح تحقیقی را که نتواند به سرعت بازگردد تنگ می‌دانست و کاری را علمی می‌دانست که بتواند با سرعت بیش از سایر سرمایه‌گذاری‌ها به سوددهی برسد و سرمایه را برگرداند.

جشنواره‌های بین‌المللی او بر خلاف اغلب سمینارها و کنفرانس‌ها که محل بریز و بپاش و تحمیل هزینه‌های سنگین بر بیت‌المال است به دلیل اعتبار بالای علمی و افتخار برای شرکت‌کنندگان و پرداخت حق حضور، نه تنها هزینه‌ی خود را تأمین می‌کرد بلکه بعضاً درآمدی هم برای موسسه‌ی‌ی رویان داشت.

10- به دنبال علم نافع بودن: گرچه علم فی ذاته نفیس است و دکتر کاظمی مدارج کمال را در آن طی می‌کرد و با همه‌ی اشتغالات، ده‌ها مقاله‌ی علمی از او در مجلات بین‌المللی و علمی پژوهشی کشور چاپ شد ولی او صرفاً به دنبال تحقیق محض و بدون بهره‌برداری کشور و احیاناً در خدمت پیشبرد و دانش بیگانگان نبود. ایران بحمدالله طی سال‌های اخیر با مقالات متعدد علمی جایگاه علمی خود را در بین کشورها اعتلا بخشیده ولی این رساله‌های علمی معلوم نیست چه دردی را از مشکلات کشور درمان کرده است. دکتر کاظمی دنبال علم نافع به حال مردم بود. تحقیقات او کاملاً جهت‌دار و قرین بهره‌های والا برای مردم بود. حقیقتاًَ او مصداقی از «الهم انفعنی بما عملتنی و علمنی ما ینفعنی و زدنی علما» بود. یعنی دنبال علم نافع و انتفاع از علم حاصل و ازدیاد چنین علمی بود.

11- تلاش برای مرجعیت علمی ایران: او از اینکه‌ایران برای اثبات دانایی نیازمند اعتراف بیگانه باشد در رنج بود و آرزوی رهبر حکمی‌که ولو تا پنجاه سال بعد بتوان به جایی رسید که دیگران برای دسترسی به علم روز نیازمند فراگرفتن زبان فارسی باشند، برای او یک برنامه بود.

در سال 1382 آمریکا با وقاحت، ممنوعیت درج مقالات کشور ایران که تحت تحریم آمریکاست از ناشران خواستار شد که موجب شکاف و نزاع بین ناشران شده و بالاخره آمریکا مجبور به عقب‌نشینی شد.

این حرکت زشت، دکتر کاظمی را بر آن داشت که طی نامه‌ای پیشنهاد تخصیص بخشی از بودجه‌ی مبارزه با تهدیدات آمریکا، به انتشار چند نشریه علمی به زبان انگلیسی و توزیع گسترده‌ی آن در سطح جهان را ارائه نماید و پژوهشکده‌ی رویان را متعهد به انتشار مجله‌ای با کیفیت مطلوب بین‌المللی در علوم پایه پزشکی در صورت تأمین اعتبار دانست. که‌این پیشنهاد از سوی مقام معظم رهبری مورد استقبال قرار گرفت.

12- کم بودن فاصله‌ی آرمان، شعار، عمل و خروجی کار او: آرمان‌های بلند، بدون پشتوانه‌های فکری به موهومات می‌ماند و شعارهای غیرقابل تحقق به تبلیغات و عملیات‌های بدون بازدهِ روشن و شفاف، و هرز دادن منابع. امتیاز دکتر کاظمی در تنیدگی این چهار عنصر در هم و متوالی بودن با فاصله‌های اندک زمانی این چهار عنصر بود.

در شرایطی که بسیاری افراد از ایجاد چنین چرخه‌ی کاملی برای هدف‌های کوچک و روزمره‌ی زندگی عاجزند و در دسترسی به آرمان‌های معمولی نمی‌تواند بین این عناصر جمع کنند و بالاخره ناکام می شوند. دکتر کاظمی بلندترین آرمان‌های ملی را به شعارهای کاری خود تبدیل کرد و با برنامه‌ریزی دقیق خط تولید آن را ایجاد و محصول نهایی را در اختیار جامعه قرار می‌داد و آرزوها را سریعاً تحقق می‌بخشید و در سر سفره مردم می‌نشاند.

13- قدرت تصمیم گیری و شجاعت در ریسک‌پذیری: بدون‌تردید همه‌ی توفیقات بزرگ مجموعه‌ی رویان مرهون ریسک‌پذیری دکتر کاظمی‌ست. آنجا که کاری باید بشود از هیچ تهدیدی هراس نداشت، تهدیدها علیه او از سوی بدخواهان کم نبود. بسیاری در کمین اولین شکست او بودند. بسیاری، حتی موفقیت‌های بزرگ او را تکذیب می‌کردند اما او با تمام قدرت از راه و مسیر و تصمیمات صحیح خود دفاع کرد.

14- تن به میدان دادن: او از مدیرانی نبود که کارها را از پشت میز اداره کند. او خود حاضر در همه‌ی صحنه‌ها بود. گاه‌این دانشمند بزرگ را پشت درهای اتاق‌های کارشناس سازمان مدیریت می‌یافتی تا از بودجه‌ی خود دفاع کند. برای فراهم کردن امکانات هر جا لازم بود حاضر می‌شود و شخصاً کار را دنبال می‌کرد. در همه‌ی عرصه‌های مختلف کار از پیچیده‌ترین مسائل غامض علمی‌گرفته تا مشکلات شخصی بعضی از مستخدمین در جریان بود و هر جا که لازم بود وارد میدان می‌شد.

15- رصد و دنباله‌گیری فرصت‌ها و فرصت‌سازی: او از کسانی نبود که منتظر بماند تا فرصتی به سراغشان بیاید و حتی بدتر، فرصت‌سوزی کنند. بلکه با تیزبینی و دقت نظر نه تنها فرصت‌های مختلف مادی و معنوی را به موقع می‌یافت و به احسن وجه در خدمت پیشبرد کار از آن بهره می‌جست بلکه در محیط و اطراف چیزهایی را به عنوان فرصت در خدمت می‌گرفت که هیچ ناظر دیگری نمی‌توانست آن را ببیند و یا به حساب آورد.

فرصت‌سازی و ایجاد زنجیره‌هایی از فرصت و هر یک را سرمایه‌ای برای کسب فرصتی بالاتر کردن تا نیل به هدف، کار بزرگ دیگر او بود.

16- قدرشناسی از همه‌ی امکانات: چنین نبود که توسعه‌ی کار و افزایش توانایی‌ها و اعتبار مادی و معنوی و کانون توجهات شدن او را به پشت کردن، بی‌توجهی به امکانات ناچیز قبلی بکشاند و نوعی اسراف و اتلاف منابع را ولو در حد ناچیز موجب شود.

17- اهمیت دادن به همه کس: از ویژگی‌های بارز او این بود که همه را مهم می‌دانست و هیچ کس در چشم او حقیر و کوچک نبود و مشکل همه نیز برای او بزرگ بود. او نه به بندگان خدا بی‌اعتنا بود و نه حرمت بعضی را به تناسب موقعیت اجتماعی داشت بلکه برای او همه مثل هم بودند و حل مشکل همه برای او اهمیت داشت و از همین روی برای حفظ حریم اخلاقی و کرامت آنان در محیط رویان خصوصاً به لحاظ مسائل شرعی تدابیر بسیار ارزشمندی اندیشیده بود.

18- دقت نظر کم نظیر: دقت او در امور از ابعاد ظاهری و اشکار امور که بسیاری افراد از توجه کامل به‌این حد هم محرومند بود می‌گذشت و اعماق و پشت پرده‌ها را هم می‌دید. اشکالات را به سرعت متوجه و بسیار کم دچار خطا می‌شد. او در کارها به همه‌ی جوانب آن توجه داشت و عیب و ایرادها را به سرعت متوجه می‌شد. حواص جمع و توجه او به جوانب مختلف قضایا ضرب المثلی بود که کسی نمی‌تواند او را فریب دهد. در عین حال اگر اشتباهی مرتکب می‌شد با فوریت و شجاعت به آن اقرار می‌کرد و به جبران آن می‌پرداخت.

19- نظم و انضباط همراه با حسن سلوک: انجام کارهای بزرگ تیمی جز با انضباط پولادین شدنی نیست اما چنین انضباط مقدسی در چنان جایگاه رفیعی با الگوی نظم بودن و رفتار این مدیر محبوب در مجموعه‌ایجاد شده بود نه با اعمال فشار و اکراه و سخت گیری.

20- مسئولیت‌پذیری در قبال سختی‌ها: دکتر کاظمی سپر بلای همه‌ی شداید و مکاره و جنبه‌های دشوار بود و با شجاعت مسئولیت‌ها را به دوش می‌گرفت. آنجا که مطالبات تلخ و فحش و ناسزا بود، دکتر کاظمی حاضر بود و با تمام وجود دفاع می‌کرد و جفاها را به جان می‌خرید.

21- جاذبه‌ی بسیار زیاد: چهره‌ی پرنشاط، متبسم، خستگی‌ناپذیر، جدی، صمیمی و اخلاص و فداکاری او، همه‌ی دل‌های پاک و استعدادهای خلاق را به سویش می‌کشاند و لذا اطراف او همیشه پر از افراد شایسته و لایق بود و برای کارهای بزرگ خود انسان‌های مفید و کارآمد را به راحتی پیدا می‌کرد.

22- همه کار را وظیفه خود دانستن و به عکس هیچ وظیفه‌ای را از کسی متوقع نبودن: این خصوصیت والا بیشتر در محیط‌های غیرکاری و خصوصاً در جمع‌های خانوادگی خودنمایی می‌کرد. او نه تنها پس از اطلاع از مشکلی فوراً خود را ملزم به اهتمام در رفع آن می‌دانست بلکه دورادور جویا و رصدگر بود و گاه به فاصله بسیار کوتاهی از بروز یک مشکلی خود را به سرعت به صحنه آن می‌رساند و در کمال صمیمیت ایفای نقش می‌کرد ولی دیده نشد که در مسائل مشابه خود توقعی از دیگران داشته باشد.

23- فراست: از ویژگی‌های او داشتن فراست چه در محیط کار و چه زندگی بود یعنی می‌توانست به سرعت طرف مقابل خود را بشناسد، روحیه او را در کند، زبان او را بفهمد، با او گفتمانی سازنده‌ایجاد کند و به درون او نفوذ کند و چون خیرخواه مردم بود گرهگشای آنان می‌شد. از همین رو اولاً او دوستان زیادی داشت و ثانیاً او را زیاد دوست می‌داشتند و قدرت ارتباط گیری او بسیار بالا بود و همین امر در هموار شدن مسیر پیشرفت‌های او نیز بسیار موثر بود.

24- مغرور نشدن در اثر تعریف‌ها: کارهای بزرگ این دانشمند عزیز موجب تحسن بزرگان بود. گاه حتی دشمن نیز ناگزیر از اذعان به عظمت کارها و تعریف او بود لیکن این همه، جز ایجاد مسئولیت بیشتر و مراقبت و مواظبت و عالمانه و آگاهانه‌تر کردن اثری می‌دانست و مفتخر و معتز به آن بود ولی مغرور نمی‌شد بلکه به پاس آن، خود را بیشتر به کار وا می‌داشت تا بتواند بر این افتخارات بیفزاید و آنها را سرلوحه کار و پیشرفت خود قرار می‌داد. این خصلت نیکو در دوستان او نیز چنان رسوخ یافته بود که یک بار نقل می‌کرد که از یکی از همین دانشمندان عزیز پرسیدم مطلبی که حضرت اقا در وصف تو گفتند چه بود؟ پاسخ داد نمی دانم. اصرار کردم. گفت: من بنا ندارم «تعریف از خود» را بشنوم و اگر شنیدم فراموش می‌کنم. خود او نیز چنین بود و بر «چه می‌گویند» توجه نداشت، بلکه به «چه باید بکند» متوجه و متمرکز بود.

25- طراوت و تازگی و حرف نو داشتن: آنان که از نزدیک با او جلیس بودند این واقعیت را در او به خوبی لمس کرده بودند که او هر روز گفتنی‌های جدید دارد. نه تنها در عرصه‌های محوری کار، بلکه در همه شئون زندگی از اخلاق و معرفت و نکات مربوط به زندگی سیاسی و اجتماعی.

26- معلم بودن: دکتر کاظمی از آغاز، معلم بود در همه‌ی مقاطع زندگی و حتی در دوره‌ی دانشجویی با اینکه در علوم زیستی تحصیل می‌کرد در زمینه‌های مختلف و حتی ادبیات و بینش اسلامی در دبیرستان تدریس داشت. لذا خوی معلمی او موجب شده بود که مطالب را عمیق بفهمد. او تا اعماق مسائل غور می‌کرد و سپس غامض‌ترین مسائل علمی را در ساده‌ترین بیان و مثال برای مخاطب خود تشریح می‌کرد. لذا سیر علمی او ‌تربیتی شده بود و اذهان طرف او به سرعت شکوفا می‌شدند.

27- کم گویی و پرگویی: آنجا که از مشکلات و درد و رنج و خصوصاً مسائل مربوط به خود باشد او بسیار کم سخن بود و آنجا که انتشار خیرات و اخبار و مطالب سازنده بود بسیار می‌گفت. ساده گویی و به فراخور حال مخاطب گفتن و سازنده و پرورندهگویی و تلاش در ایجاد فکر و ذهنیت صحیح و متعالی در افراد از ویژگی‌های گفتاری او بود و اثرگذاری کلام او حتی بر بزرگان و اساتید مشهود بود و از کلام او همیشه امید و اطمینان و اعتماد و در یک کلام ما می‌توانیم می‌جوشید.

28- خوش بینی: از امتیازات اخلاقی او حسن ظن جنبه‌های مثبت را خصوصاً در افراد دیدن و برجسته کردن و پوشاندن جنبه‌های منفی آنها بود. لذا غیبت‌های او همه ذکر جمیل بود و حمل بر صحت کردن کارها و گذشت از خطاها و همین خصوصیت از ایشان چهره‌ای کاملاً خونگرم، دوست داشتنی، امیدوار و محبوب ساخته بود. گرچه ذهن بسیار حساس و نکته‌سنجی داشت ولی به بدگمانی مبتلا نمی‌شد.

29- جامعیت در مدیریت: ایجاد رشد و تعالی بخشیدن به نهادهایی والا مانند موسسه‌ی‌ی رویان که نویدبخش آینده‌ی روشن علمی‌کشورند با مدیریت کلاسیک ممکن نیست. رئیس چنین مجموعه‌ای باید بتواند شخصیت‌های بزرگ علمی را جذب کند و شرایط تحقیق را فراهم کند. با دستگاه‌های رسمی ارتباط سازنده پیدا کند، معارضه جویی‌ها را پاسخگو باشد و حتی در مقیاس ملی و بین المللی دست و زبان و اندیشه و علم داشته باشد و دکتر کاظمی عزیز چنین مدیری بود که هم افق‌ساز بود و هم برنامه‌ریز، هم هر آنچه می‌شد برای پیشبرد کار فرصتی به حساب آید در رصد او بود و هم اهل قلم و بیان بود و هم اهل اندیشه و خلاقیت و ابتکار، هم تدبیر و هم مدیریت، هم تصمیم و عزم و انضباط و هم مهربانی و گذشت، هم حرکت زمانبندی شده دقیق به سوی هدف و هم غافل‌نشدن از مسائل انسانی و عاطفی و...

30- صرفه جویی و هدف محوری به جای تشکیلات‌سازی: رسم کارهای اجرایی بر این است که تا میلیاردها تومان صرف خدم و حشم و ساختمان و دکور و تشکیلات عریض و طویل نکنند کاری انجام نخواهد شد و معمولاً نیز کارها در همین مرحله متوقف می‌شود. عکس این موضوع در موسسه‌ی رویان بود که کارها را با همه‌ی بزرگی بر شانه تعهدها و ایمان‌ها و عشق و فداکاری‌ها به جای عنوان‌ها و ساختارهای عریض و طویل سوار می‌کرد و با کمترین هزینه به مقصد می‌رساند.

31- اخلاص، توکل بسیار کم نظیر و نمونه: چه زیباست وقتی دانشمندی کاردان، موفق، در اوج افتخارات علمی و فتوحات جهانی محو محبوب چنین بسراید که: «بارها گفته‌ام مدیرعامل رویان خداوند متعال است هر گاه به دستور مدیرعامل عمل کردیم پیش رفتیم و هر گاه خود را دیدیم زمین خوردیم. من یک پادو و خدمتگزار کوچک در رویان هستم.» چنین توکلی بود که خدای متعال این موسسه‌ را شکننده‌ی قلعه‌ی خیبر گونه‌ای که صهیونیسم بین‌الملل بر دانش‌های پیشرفته‌ی جهان ایجاد کرده‌اند، قرار داد.

32- روحیه‌ی جهادی: جهاد یعنی استقبال از سخت‌ترین‌ها و نثار بهترین‌ها بدون چشمداشتی جز رضایت باری تعالی، هشت سال دفاع مقدس، دکتر کاظمی عزیز را ـ که بسیجی‌وار در عرصه‌هایش حاضر بود ـ    از این روحیه، سرشار کرد و او نیز با قدرشناسی و مراقبت تا آخرین روز حیات، این ارمغان بزرگ دفاع مقدس را برای خود حفظ کرد و افزایش داد.

 

5

 

او از این همه جهاد خستگی‌ناپذیر خود فقط دو چیز را می‌طلبید: اول آنکه بتواند لبخندی بر لبان رهبر و مقتدایش بنشاند و دوم بتواند با اعتلای پرچم نظام مقدس جمهوری اسلامی دشمنان و خصوصاً صهیونیست‌ها را به خشم و غضب آورد. او به جهادگری خود مفتخر بود.

33- احترا به قانون و مقررات کشور: از برجسته‌ترین نکات زندگی این شخصیت والامقام که برای همه‌ی نسل ها و عرصه‌ها عبرت‌آموز و آکنده از درس‌های بزرگ است، این است که وی با داشتن مدرن PhD   و استادی دانشگاه و حضور فعال در جبهه‌ها و وجود رابطه‌ها و مشغول بودن به کارهای بزرگ ملی در سن سی و چند سالگی و در حالی که فرزندان او در دبیرستان مشغول تحصیل بودند با افتخار به خدمت سربازی رفت و از هیچ یک از این عناوین برای معافیت استفاده نکرد. هر چند که شرایط دیگر و از جمله مسائل جسمی نیز می‌توانست بهانه‌ی دیگری باشد. فصول درس‌های بزرگی که در همین یک کار اوست اگر گشوده شود خود کتابی مفصل است.

34- عشق: او یک مرید، مقلد و فرزند معنوی رهبر معظم بود. او بحث یک فدایی رهبر بود و در اهداف رهبری ذوب شده بود و سعادت و پیشرفت کشور را مرهون تبعیت کامل از رهبر معظم می‌دانست و به معنای واقعی کلمه عاشق رهبری بود و یکی از اذکار او «فدایش شوم» بود. و همین عشق، موتور حرکت‌های پرثمر او شده بود. شاید این رابطه متقابل را جز آن مرید و مراد والامقام دیگران نمی‌توانستند حس کنند. او به خوبی احساس می‌کرد که تنها یک نفر است که او را درک می‌کند، مطلب را می‌فهمد و عمق آرمان‌های او را درک کرده و به او اعتماد می‌کند و این نیز از فراست او بود که ‌این حقیقت پس از مرگش معلوم شد که مودت دوجانبه بود.

35- مدیریت پذیری: این مدیر شایسته که ‌این موسسه‌ی بزرگ را خود بنیان نهاده و همه‌ی اجزا و عوامل را با خون دل فراهم کرده بود و آوازه‌ی آن اینک مرزها را درنوردیده و در سطح جهانی مطرح و توجه همه‌ی بزرگان خصوصاً عنایات رهبر معظم به آن معطوف بود و خود او چهره‌ی عالیقدر در چشم بزرگان شده بود و با اینکه شخصیت چنین کاری با هویت خاص گاه اقتضا می‌کند که مدیریت آن مستقلانه و حتی مستبدانه باشد، دکتر کاظمی هر چه بر عظمت کار افزوده می‌شد تلاشش برای ایجاد پیوستگی مدیریتی، بیشتر می‌شد او رویان را وابسته به جهاد دانشگاهی می‌دانست و در ادوار مختلف و مدیریت‌های مختلف جهاد کاملاً وفادارانه تعامل داشت. مدیریت‌پذیری او چنان بود که آقای منتظری رئیس جهاد دانشگاهی نقل می‌کند که وی همه روزه رأس ساعت 7:30 صبح به او زنگ می‌زد و می‌گفت می خواهم به آقای رئیس گزارش دهم! اگر سفری ولو کوتاه می‌خواست برود حتماً وی را در جریان قرار می‌داد و در همه‌ی تصمیمات نظر ایشان را اخذ می‌کرد و گردش کارها را به گونه‌ای تنظیم کرده بود که اولاً ایشان در جریان ریز مسائل باشند و تصمیم مربوط را خود اخذ کند و همیشه با احترام و اکرام ویژه با ایشان برخورد می‌کرد. از طرف دیگر مشورت و انعطاف پذیری و قبول نظر جمع و رجحان آن بر نظر شخصی حتی با علم به خطا بودن نیز، ویژگی دیگر او بود.

36- جهاد دانشگاهی: روحیه‌ی جهادی این دانشمند عزیز عشق او را به‌این نهاد و تلاش او را برای اعتلای جهاد دانشگاهی چنان ساخته بود که برای شکوفایی جهاد از هیچ گونه کمکی دریغ نمی‌کرد. گرچه موسسه‌ی رویان و افتخارات عظیم بین‌المللی او بسیار فراتر از حد و اندازه‌های مجموعه‌ای نظیر جهاد دانشگاهی به نظر می‌رسید ولی او با افتخار مسئولیت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران و حتی مشاور رئیس جهاد دانشگاهی را پذیرفت تا اولاً شائبه افکنی‌های بدخواهان را که به اشکال مختلف سعی در اختلاف افکنی بین این عزیزان داشتند؛ پاسخگو باشد ثانیاً اعتبار جهاد دانشگاهی را در جامعه‌ی علمی ارتقا بخشد و ثالثاً راه صحیح تعالی کشور را که جهاد علمی و دانشگاهی‌ست مورد تأکید قرار دهد و رابعاً به جهاد دانشگاهی الگوی کار ارائه کند.

37- ولایت مداری: ولایت رمز اصلی سعادت کشور است. این شعار دکتر کاظمی عزیز بود. او همه‌ی افتخارات علمی خود را مرهون ولایت محوری خود می‌دانست او گام به گام کار خود را با رهنمودهای رهبری پیش می‌برد و در هر گام موفق، بزرگترین پاداش را حضور در نمازهای ظهر و عصر معظم له و دیدار با ایشان و ارائه‌ی گزارش کار و ایجاد رضایت و خشنودی ایشان می‌دانست و معمولاً از آن کلام‌های نورانی که معمولاً مستمعان غیر او برداشتی معمولی داشتند، او افق‌های جدید را دریافت می‌کرد. راز و رمزها در آن می‌یافت و سرلوحه کار قرار می‌داد و به موفقیت هم می‌رسید. حضور او در همه عرصه‌های وسیع سیاسی، فرهنگی و انقلابی نیز با همین رویکرد بود گرایشات او ناب و خالص بود. نه چپ و نه راس و نه هیچ جریان سیاسی دیگر نتوانستند او را مجذوب خود کنند. نگاه او صرفاً به پرچم ولایت بود و خود را در این اردوگاه همیشه حاضر می‌دید و چونان سردار فداکاری بود.

38- سرمایه گذاری: دکتر کاظمی انسانی سرمایه ساز بود او بلند مدت فکر می‌کرد و برای ساختن آینده برنامه داشتو حال را سرمایه آینده می‌کرد. او توان جذب سرمایه‌های مادی و معنوی و انباشتن آن و تولید ثروت از آن را داشت. او مدل‌سازی می‌کرد و کارهای فراوانی را با تهیه‌ی نرم افزارهای مختلف و ایجاد رویه و مدل در گوشه و کنار کشور به جریان می‌انداخت. از هر حرکتی و هر سمینار و کنگره‌ای و فرصتی یک طبقه جدید بر طبقات بنای رفیع کار خود می‌افزود. فرهنگی که در محیط کار ساخته بود بالاترین سرمایه برای توسعه واقعی و جذب سرمایه‌های مختلف بود. اشاره به موارد، خارج از حوصله‌ این مقال است.

39-  استقامت در راه: از ویژگی‌های ممتاز او جریان شناسی بود. دقت او در کشف صراط و مسیر باریکتر از مو مثال زدنی‌ست و استقامت او در گذر از این مسیر تیزتر از شمشیر، تحسین برانگیز است. افسون ها و تبلیغات و فریبکاری‌های پیچیده‌ی جریان‌های مخالف او را از تشخیص صحیح راه بازنداشت. مشکلات و شداید و تهدیدها و سختی‌ها زا یک سو و تطمیع‌ها و تحسین‌های فرصت طلبان که برای نفوذ در رهاورد والای او کمین کرده بودند از سوی دیگر مانع از پیمودن راه او نشد. استقامت او از دایره‌ی شخصی خارج و به فرهنگ حاکم بر مجموعه رویان مبلد شده بود. بله او فرهنگ استقامت و ایستادگی بر راه صحیح را ایجاد و تبلیغ و نهادینه کرد. التبه او «مستعین به صبر و صلوه» بود و این راه دشوار را با توسل به اهل بیت (ع) می‌پیمود.

40- تعصب دینی هرماه با بیداری و غفلت ستیزی: او یک فرد به تمام معنا مکتبی بود. زندگی شخصی او با عشق به ائمه اطهار(ع) و قرآن و دعا و ذکر و خیرات سپری می‌شد. او عاشق انقلاب و امام و رهبری بود. او اهل زیارت بود. همه‌ی زندگی خود را بر اسسا دستورات دینی قرار داده بود و دستورات دینی، قانون زندگی او بود. او شخصی بیدار بود و لحظه‌ای را به غفلت سپری نمی‌کرد. ارزش‌های دینی و انقلابی را پاس می‌داشت. در قبال مفاسد و منکرات به شدت خشمگین می‌شد. به مجالس و مطالب وعظ و ذکر، متمایل و از لهو و لغو گریزان بود. از سفرهای خارجی بیزار بود و اگر بر حسب ضرورت برای شرکت در کنفرانس‌های علمی سفری به خارج داشت در کشورهای غربی اوقات فراغت را در هتل می‌ماند و به قرائت قرآن می‌پرداخت و از رفتن به درون جامعه غربی گریزان بود. به یک حج و یک عمره بسنده کرد و‌ترجیح داد هزینه‌ی آن را در امور خیر مصرف کند و به جای آن به زیارت امام رضا (ع) برود. مجالست با او انسان را بیدار و متوجه به خدا می‌کرد او یک سالک حق بود و مهای برای لقاء الهی شده بود.

41- اشراف به مسائل کشور: اگرچه او یک شخصیت علمی و غرق در فعالیت‌های تحقیقی بود لیکن همه‌‎ی آفاق کشور و از جمله افق‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و بین المللی را زیرنظر داشت به تمام معنا مراقب انقلاب بود و اخبار دوستان و دشمنان را با دقت پی می‌گرفت و در همه عرصه‌های دفاع از نظام حضور بسیجی داشت.

42- اطلاعات وسیع از دستگاه و رجال سیاسی کشور و نیز فسادها و مفسدان: او به دلیل وسعت تماس، دقت نظر، حافظه‌ی قوی، سابقه‌ی طولانی و تنوع کارها، دستگاه‌ها را خوب می‌شناخت و آگاهی او از وضع و حال دست‌اندرکاران و نیز اشکالات و معایب دستگاه‌ها بسیار وسیع بود. در عین حال او فردی رازدار بود و هیچ‌گاه نخواست که از این امکان حتی در جهت پیشبرد اهداف مقدس استفاده کند.

43- میزان بودن: وسعت دید، دقت نظر، امانت‌داری، صداقت، بی‌توقعی و عدم وابستگی و گرایش خطی؛ از او مشاوری امین ساخته بود که هر جا تحقیق دقیقی مدنظر بود با ایشان مطرح و بهترین و دقیق‌ترین نظر را در فاصله ی کوتاهی به ارمغان می آورد و واقع امر و حقیقت موضوع را به دقت کشف می‌کرد و با صداقت و بلاغت منتقل می‌کرد. اعتماد به تحقیقات او در حد قول فصل و میزان بود.

44- وارستگی و بی‌اعتنایی به دنیا و مال و منال و خصوصاً مقام: او یک عنصر به تمام معنا زاهد و بی‌رغبت به دنیا بود. با همه‌ی فرصت‌های فراوان برای درآمدهای سرشار او به حداقل کفاف بسنده می‌کرد. او به مقام نیز جز ابزاری برای خدمت نمی‌نگریست. لذا وقتی جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب از ایشان برای حضور در کابینه دعوت کرده بودند ایشان با احترام و افتخار به همکاری با این دولت خواسته بودند که در همین سنگر جهاد دانشگاهی خدمت کنند. جالب اینکه وقتی سخن به زندگی شخصی رسیده بود ایشان به آقای احمدی نژاد که از ساده‌ترین زندگی‌ها برخوردارند گفته بود که اگر دارایی‌هایمان را با یکدیگر معاوضه کنیم یقیناً من سود خواهم کرد. او حتی جایزه‌ای را که به‌ایشان به عنوان چهره‌ی ماندگار دادند میان اعضای رویان تقسیم کرد.

 

2

 

45- مشفق بودن در خانه و خانواده: دکتر کاظمی نسبت به همسر و فرزندان و والدین و بستگان، بسیار مهربان، دلسوز، مراقب و کوشا بود. به‌تربیت فرزندان اهتمام داشت. به روابط خانوادگی بسیار اهمیت می‌داد و به تمام معنای کلمه خانواده دوست بود. با اینکه خود را در قبال رویان فنا کرده بود اما در جایی گفته بود که می  دانم خانواده‌ام نخواهند گفت از این کار دست بکش ولی اگر واقعاً آنها چنین خواستی داشته باشند من دست خواهم کشید. این کلام بسیار پرمعنا و هم نشان می‌داد که وی چقدر کیان خانواده را پاس می دارد و به اهمیت آن توجه دراد و هم اینکه بنیان آن را چه استوار ساخته است که آنان بر همه‌ی رنج‌ها و سختی‌های او در این کار صابر و بر ادامه کار او راضی بودند و او اطمینان داشت که تحت‌تربیت او آنها هرگز چنین درخواستی از او نخواهند کرد.

46- قدرشناسی نسبت به نیروها و استعدادها: او عاشق استعدادهای درخشان بود. هر جا جوان و نوجوانی مستعد می‌یافت با او به سرعت دوست می‌شد و با او به گفتگوهای طولانی می‌‎نشست به جذب استعدادها بسیار شایق و موفق بود. او عاشق صداقت، پاکی، سادگی و بی آلایشی بود و به چنین افرادی کمال احترم را می‌گذاشت و برای شکوفایی آنان هر چه در توان داشت به کار می‌گرفت.

47- نفرت از دغلکاران و سالوسان: او با همه‌ی مثبت نگری و خیرخواهی و خوشبینی برای همه، در مواجهه با افراد دغلکار، فرصت طلب، رانت خوار، نحس و مدعی بسیار متکبرانه و متنفرانه برخورد می‌کرد و واقعاً از چنین افرادی خصوصاً آنگاه که به جریان‌های سیاسی آلوده هم مربوط بودند بیزار بود.

48- متشرع بودن: مرحوم دکتر کاظمی یک انسان مومن مکتبی بود. او در عین بینش وسیع و فکر آزاد که از او یک روشنفکر واقعی ساخته بود، شخصیت متعبد داشت. نماز اول وقت‌، ترنم قرآن و ادعیه و استماع نغمه‌های الهی آنان و خصوصاً تلاوت‌های شیخ مصطفی اسماعیل عادت او بود. اهل جمعه و جماعت، احیاء و تهجد و دعاو و ذکر و نیایش و سیر و سلوک و مراقبت و تهذیب نفس بود. او به‌ترویج قرآن و شعائر دینی توجه ویژه داشت. حتی در سمینارهایی که برگزار می‌کردند، گویا وظیفه اصلی آنها ابلاغ پیام اسلام است دنبال قرآن با‌ترجمه‌های انگلیسی و زبان‌های دیگر بود و ایات مناسب را انتخاب و به‌این وسیله مهمانان را مجذوب قرآن می‌کرد. کلاس‌های درس او با نهج البلاغه و قرآن شروع می‌شد. در لابلای مطالب درسی معارف دینی را گوشزد می‌کرد. اطلاعات وسیع از معارف دینی او را محل مراجعه دوستان در این خصوص قرار داده بود.

49- متخلق بودن: گرچه بسیاری از مکارم اخلاقی او حتی از نزدیکان او پوشیده است ولی غمگسار بودن برای همه، گره‌گشایی، مهربانی، دردمندی و خود را بدهکار همه دانستن و از هیچ کسی طلبکار نبودن، از ویژگی‌های او بود. در سختی‌ها و مسئولیت‌ها و صحنه‌های دشوار، او در ابتدای صف بود و هنگام تقسیم غنیمت و احترام و امکانات در ته صف جای داشت. او در همه‌ی خیرات حاضر بود و آن را جزو وظایف خود می‌دانست. نسبت به یتیمان برخوردی پدرانه و مشفقانه داشت. او محب مساکین بود و از مترفان متنفر بود. شخصی متادب به آداب بود و در گفتار و نوشتار متین و آراسته بود.

50- مظلومیت: او فکر همه بود ولی کمتر کسی به فکر او بود و خود او نیز. دو روز قبل از فوت‌ش قرار پزشکی داشت اما به دلیل مراجعات پی در پی این فرصت نیز از دست رفت. از سوی حاسدان، جهالان، مغرضان و سیاسیون بدخواه به او جفاها شد و لب نگشود. او اهل گذشت بود. کسانی که با او بد کردند بسیار بودند ولی او نسبت به همه‌ی آنها خوبی روا می‌داشت. بعضی دنائت خود را با سنگ اندازی‌ها در مسیر کار به او محرز ساخته بودند ولی او به آنها نیکی می‌ورزید و به آنها خدمات شایان کرد. هر چند کوچکترین تأثیری جز تداوم بدخواهی‌ها نداشت. در این اواخر شدت فشار بر او چنان عرصه را بر او تنگ می‌کرد که واقعاً نگران کننده بود. ولی او باز هم گذشت می‌کرد و دلخوش به پیشرفت کار بود. کار بزرگ، استرس‌های بزرگ دارد و او همه‌ی آن را به جان خود می‌خرید و شکوه هم نمی‌کرد. او تا آخرین روز حیات با قدرت تمام در برابر مشکلات ایستاد. لیکن تیرهای راه شده از سوی دشمن بالاخره با قلب رئوف او آنچه می‌باید کرد و روح لطیف او در میان بهت و حیرت و سوز و گداز دوستداران این شخصیت والامقام به جنت الماوی پرکشید.

حیات او مصداق «زاده له فی کل خیر» بود و ممات او نیز «راحه من کل شر» شد. عاش سیعداً و مات سعیدا. اما داغ او هزاران و بلکه میلیون‌‎ها قلب را گداخته کرد و جامعه‌ی علمی‌کشور را به سوگ نشاند. او که حاضر بود خود را نثار کند تا لبخندی بر لبان مظلومترین مظلوم و مراد و مقتدای عزیزش بنشاند چگونه حاضر شد تسلیم امری شود که آن عزیز را با تلخکامی سوگوار و داغدار کند و اندوه بر جان او بیفشاند؟! لیکن چه باید کرد؟ جز تسلیم در برابر امر الهی چاره‌ای نیست و امید است که رهروان راه او بتوانند مرهمی بر این زخم نهند.

خداوندا تو به صابران بر مصیبت، بشارت رحمت‌های خاص داده‌ای از تو می‌خواهیم که تحمل این مصیبت بزرگ را بر همه‌ی اصحاب مصیبت خصوصاً تنها قدرشناس واقعی این عزیز یعنی رهبر معظم انقلاب و نیز خانواده‌ی محترم او و همه‌ی همراهان این عزیز ارزانی فرمایی و به همه‌ی ما توفیق تداوم این را و زنده نگه داشتن یاد و راه او و قدرشناسی از او و ایجاد جامعه‌ای رویانی کرامت فرمایی. جامعه‌ای که در آن علم و فناوری و ایمان و اخلاص و تعالی طلبی برای کشور و بی‌توقعی، فرهنگ رایج باشد و سلول‌های بنیادین خیر و توسعه در کنار ساختارهای فرسوده اداری و بافت‌های تقریباً مرده به سرعت بتوانند اندام‌های کشور را نوسازی کنند.

 

خداوندا سعید، عاشق تو و خدمت به بندگان تو، دوستدار اولیاء تو و دشمن سرسخت دشمنان تو بود. تو خود او را میزبان باش و در کنار سفره‌ی اولیاء خود مرتزق فرما.

آمین رب العالمین

 

ثبت كردن نظر

دیگران