سخنرانی حجتالاسلام پناهیان پیرامون ولایت و رهبری - مشهد مقدس - مهرماه 1389
بسمهتعالی
واقع مطلب این است که ما حضرت امام و همچنین مقام معظم رهبری را متفکرانی میدانیم که در عرصه سیاست و به تعبیر دقیقتر در موقعیت ولایت حاضر شدند. اینطور نیست که فقط عالمان دینی باشند، تولیدگر نباشند و یک اجراکننده و توزیع کننده نباشند برای معارف دینی. انتقال این نگاه به جامعه بسیار اهمیت دارد. جامعه را از بسیاری از آسیبها مصون نگاه خواهد داشت و مشکلات بسیار زیادی را که امروز جامعة ما با آنها دست به گریبان است برطرف خواهد کرد.
واقعاً جدای از موضوع ولایت –چون خیلیها به موضوع ولایت به عنوان یک موضوع سیاسی و جایگاه اجتماعی نگاه میکنند- باید به این دو بزرگوار به عنوان دو متفکر نگاه کرد. تنها مسألهای که اینجا هست این است که اکثر همّ و غم و اکثر وقت این دو بزرگوار صرف توزیع علم، صرف تبیین آنچه دریافت کردهاند نشده است. صرف عمل به آنچه که میدانستند و تولید رهنمود و راهبرد بر اساس آنچه که میداشتند شده است. این نباید مقام معظم رهبری و امام را غریب قرار دهد. من نمیدانم مردم چرا با کلمات امام و مقام معظم رهبری به عنوان کلمات یک اندیشمند برخورد نمیکنند یا حتی در رهنمودها و راهبردهایی که ارائه میدهند به عنان یک موضوعی که قابلیت تحلیل عمیق علمی دارد برخورد نمیکنند. تقدیر میشود از امام به صورت کلی؛ مثلاً گفته میشود که امام، آن هدایت الهی را برای جامعة ما به ارمغان آوردند! خوب، حالا از این تعابیر عرشی بیاییم پایینتر و نظری تحلیل کنیم. مثلاً امام چرا بنیصدر را نزدیک به یک سال فوقالعاده تحمل کرد، فوقالعاده حمایت کرد؟ این تبیین نشده است. امام چرا علیرغم این که میدید نخستوزیر دفاع مقدس برخلاف برخی از دیدگاههای خود امام عمل میکند چرا قریب به هفت سال این دولت را تحمل کردند؟ مبانی علمیاش چیست؟ این را بیاییم تئوریزه کنیم. هیچ کس از این اقدامات انجام نمیدهد. مقام معظم رهبری فرمودند که من از دولت حمایت میکنم و این روندی بود که امام داشتهاند. چند جا این موضوع تحلیل علمی شده است؟ چند جا ما چنین موضوعی را با مباحث تاریخی تطبیق دادهایم؟
یکبار من در یک محرمی دربارة وصیت اباعبدالله حسین(ع) توضیحی در دانشگاه امام صادق(ع) میدادم. آنجا تأکید بر این معنا بود که حضرت فرمود: "اني لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما" من نمیخواهم شورش کنم، نمیخواهم نظم و ثبات جامعه را به هم بریزم. آقا علیه یزید میخواهند قیام بکنند و مراقبند که کسی از قیام حضرت این برداشت را نکند که آقا ثبات اجتماعی را لحاظ نکردند. وقتی که تحلیل میکردیم میگفتند{دانشجویان امام صادق(ع)} که آقا اصلاً جدید بود برای ما. ما یک مسئله را حق میدانیم و یک مسئله را باطل. حق با باطل درگیر میشود؛ آییننامة نزاع حق و باطل آییننامة خیلی پیچیدهای است. این آییننامة پیچیده است که شناخته نمیشود و آن وقت پیغمبر اکرم(ص) مظلوم واقع میشود. امیرالمؤمنین(ع) مظلوم واقع میشود. این آییننامه شناخته نمیشود که آن وقت نتیجه این است که امروز ولایت در جامعة ما آنچنان که باید و شاید شناخته نمیشود.
این کافی نیست که ما نسبت به فرامین امام و رهبری ملتزم باشیم عملاً ؛ و با یک تعصب دینی از این دو بزرگواری که در مسند امامت این امت قرار گرفتهاند پیروی کنیم. امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: بعضیها از امامشان تبعیت میکنند در حالی که به خوبی امامشان را نمیشناسند یا معرفت ندارند که پیام امامشان برای چیست؟ دستور امامشان برای چیست؟ بعد حضرت میفرمایند که اینها به درد من نمیخورند. سیاهی لشکری که تبعیت میکند، کمک هم میکند ولی نمیفهمد که امام برای چه دارد این را میگوید، حضرت میفرمایند که اینها به درد من نمیخورند. امیرالمؤمنین(ع) یک شاخص دارند به ما میدهند. یعنی چنین پیروانی به درد هیچ امامی نمیخورند. و من احتمال میدهم ریزشهایی که در آینده در امتحانهای پیچیدهتری که پیش خواهد آمد، ناشی از همین جهالتهاست.
معنا ندارد یک دانشجو به نظریات بعضاً سخیف، ثابت نشده و در کتابها نوشته شدة چند دانشمند در رشتههای مختلف، خصوصاً علوم انسانی، اعتنا بکند، آنها را امتحان بدهد نمره بگیرد. بعد به نظریات بسیار پیشرفته، بسیار عمیق، بسیار قابل تحلیل و مستدل امام ورهبری در عرصة علوم انسانی بیاعتنایی بکند. اصلاً معنا ندارد همچین چیزی. امروزه و در جامعة ما کلمات امام و مقام معظم رهبری از نظر علمی مهجورند. حتی از کلمات شهید مطهری بیشتر تقدیر شده تا حضرت امام و مقام معظم رهبری. الان به جوانها میگوییم بعد از شهادت شهید مطهری دانشگاهیان آمدند پیش امام و گفتند که حالا به چه کسی مراجعه کنیم، امام فرمودند به آقای خامنهای مراجعه کنید، جوانها تعجب میکنند.
ما باید تحلیل کنیم، از رهنمودها، از راهبردهایی که این دو اندیشمند بزرگوار به ما میدهند به حقایقی برسیم که پشتوانههای نظری چنین رهنمودها و راهبردهایی است و آن را برای خودمان درس قرار دهیم. خیلی مهم است که ما غیر سیاسی هم به امام و رهبری نگاه کنیم. من اصلاً قبول ندارم که موضعگیریهای حضرت امام و مقام معظم رهبری یک معجزه است. نه؛ این فهم دینی آنهاست که اقتضا میکند چنین حرفهایی را بزنند. عدهای میگویند که در بعضی از لحظههای خاص، حضرت امام از خود آقا امام زمان دستور میگرفت. من منکر اینچنین فضایلی نیستم ولی ضرورت هم ندارد. مگر این برای امام فضیلت نیست که بگوییم امام خودش مینشست و تحلیل میکرد و فکر میکرد و به نتیجه میرسید؟ حالا چون امام زمان فرموده است که مثلاً فلان کار را انجام بدهید، آنقدر با قدرت و استحکام دستور انجام کارها را میدادند؟ نه؛ این پایین آوردن شأن امام است.
امیرالمؤمنین در مورد مالکاشتر فرمودند: اگر مالک اشتر به من دسترسی نداشته باشد، خودش بنشیند فکر کند و ببیند که در یک موضوعی چه کار کند و به نتیجه برسد، من به مالک اشتر آنقدر اعتماد دارم که او به هر نتیجهای برسد همانی است که من میخواستم به او بگویم. آن وقت مالک اشتر یک همچنین نسبتی با امیرالمؤمنین داشته باشد و حضرت امام همچنین نسبتی را با امام زمان(عج) نداشته باشد؟ مگر میشود چنین چیزی؟ شاید اولین ولیفقیهی که در اسلام نصب شد والی مکه بود که رسول خدا فرمودند: او بدون اینکه از من سؤالی بکند بر شما حکمرانی خواهد کرد و شما هم گیر ندهید که آیا رسول خدا گفته است؟ او خودش هرچه استنباط کند درست است. بعد امام سجاد(ع) میفرمایند: او در وقتی که ریاست مکه را بر عهده داشت در زمان حضرت رسول، هر حکمی میکرد مراجعه به پیغمبر نمیکرد. خودش میفهمید که چه باید بکند. ما هم این فهم را برای امام و رهبری قائل هستیم. خود ما هم باید به این فهم برسیم.
پس خوب، شایسته، ضروری و حیاتی است که ما رهنمودها و راهبردهای امام و رهبری را نتیجة یک تفکر منطقی، نظاممند و عمیق معرفتی بدانیم در جرگة مفاهیم دینی که توأم است با یک زمانشناسی، با یک جهانشناسی به معنای کامل همراه با یک مصداقشناسی و موضوعشناسی که شهید مطهری برای فقهای ما آرزو میکرد که خوب است فقهای ما هرچه بیشتر موضوع شناس باشند. گاهی یک فقیهی میگوید من موضوع را نمیدانم چیست ولی حکم جهاد این است حالا الان وقت جهاد است یا نه من نمیتوانم جمعبندی کنم.
یک نکتة دیگر اینکه امام و مقام معظم رهبری از نظر ادبیات هم معلم هستند. معلم از نظر ادبیات کسی است که تولید ادبیات میتواند بکند. امام هم در مقام ادبیات ذوقیای که برای تهییج قلوب و منور ساختن جامعه لازم بود، کلمات بسیار بدیع خلق میکردند و هم در مقام تولید ادبیات علمیای که اساساً ادارة جامعه از نظر علمی وابسته است به این اصطلاحات. ولایت فقیه به این تصریح که توسط حضرت امام احیا شد _نه ابداع_ یکی از همین نمونههاست. تا برسیم به مفاهیم دیگر.
من یادم نمیرود که در دوران دوم خرداد یک بحث طولانی درگرفته بود در مورد خشونت که اسلام دین خشونت است یا نه؟ نظام ما اهل خشونت است یا نه؟ چه کسانی در نظام اهل خشونت هستند و چه کسانی نیستند؟ مقام معظم رهبری آمدند با یک کلمه در نمازجمعه بحث را فیصله دادند. شما با این کلمه ساده برخورد نکنید. بعضی ممکن است لفاظی بکنند ولی بعضیها در زمینة تولید ادبیات، مؤلف هستند. اینها را خیلی باید قدر دانست. مقام معظم رهبری فرمودند: این چه بحثی است که شما سر خشونت راه انداختهاید؟ خشونت دو جور داریم؛ خشونت قانونی، خشونت غیرقانونی. خشونت قانونی لازم است. خشونت غیرقانونی غلط است. حالا شما ببینید اصلاً میشود در مقابل این حرف جدل کرد؟ جای مجادله هم نگذاشتند چه برسد به اینکه کسی بتواند استدلالی برخورد بکند. شما ادبیات مقام معظم رهبری را همیشه اینگونه نجاتبخش ببینید. خداوند درایت را به بعضیها میدهد و بعد آنها وقتی درایت را بر زبانشان جاری کردند بقیه باید درس بگیرند. خدا به بعضیها درایت تولیدگری میدهد و بالاخره آدمها با هم متفاوتاند و ما باید این تفاوت را بپذیریم.
لذا باید فکر مقام معظم رهبری و حضرت امام را و آن تولید علمی را که انجام دادهاند، جدی گرفت و پیگیری کرد و هم تولید ادبیات را در این دو بزرگوار جدی گرفت.
بعد از این دو مقدمه یک نکتهای را دربارة نوع معنایی که برای یک متفکر و اندیشمند اسلامی قائل هستیم عرض کنم. یک اسلامشناس، یک اندیشمند اسلامی کسی نیست که از خودش حرف دربیاورد. کسی است که اسلام را خوب درک کرده است. این متفکر با دیگر متفکران عالم فرق دارد. یک وقت ادبیاتمان را جوری نکنیم که بخواهیم برای امام و رهبری ارزش قائل شویم و بعد یک جوری اینها را صدا بزنیم که فیلسوفهای مغرب زمین را صدا میزنند. فیلسوفهای مغرب زمین تفکراتشان بر اساس تجربیات و مندرآوردیهای خودشان است. هر که به نسبت عمیقتر، منسجمتر و مستدلتر صحبت کرده کارش پیش رفته. اما ما اینجا اصلاً شیوة تفکرمان فرق میکند. یک متن داریم به نام متن دین؛ قرآن و روایات. این حقیقت یک حقیقت ثابت است. وقتی میگوییم این استاد متفکر است، اندیشمند است یعنی بیش از دیگران توانسته است این متن را بفهمد، نه اینکه یک چیزهایی هم توانسته اضافه کند به نظرات امیرالمؤمنین. ژرفایی که در کلام امیرالمؤمنین است طوری است که الی یومالقیامت همة دانشمندان به کنهش پی ببرند، هنوز نصف بیشترش مانده است.
متفکر در قاموس مطالعات دینی در قاموس اندیشه اسلامی یعنی کسی که بیش از دیگران دین را میفهمد. ما وقتی در مورد این دو بزرگوار لفظ متفکر را استفاده میکنیم، مقصودمان دقیقاً همین است. یک اطمینان دیگر هم ما نسبت به این دو بزرگوار داریم که ممکن است در مورد خیلیها نداشته باشیم این است که از خارج از دین چیزی را نیاوردهاند که در دین قاطی کنند. یک بار مقام معظم رهبری به طلّابی که پژوهشگر بودند در فتر همکاری حوزه و دانشگاه و کار آنها مطالعه در علوم انسانی با نگاه دینی بود، فرمودند: من برای شما از خطر سایش میترسم، دچار سایش نشوید. خیلیها به هوس نقد ریشههای غربی وارد مطالعات علوم انسانی شدند، خودشان هم کمکم سابیده شدند. دچار خطر سایش شدند. کمی غربی فکر میکند کمی اسلامی.
خطر سایش خطر خیلی ظریفی است و خدا لطف کرد به مقام معظم رهبری، خدا لطف کرد به حضرت امام. خدا به خوبان ما لطف کرد. به شهید مطهری، به علامه طباطبایی لطف کرد که دچار خطر سایش نشدند. علامه طباطبایی در اینباره مطلب عجیبی دارند. میفرمایند که آیة «فاستقم کما امرت و من تاب معک فلا تطغوا» آیهای است که حضرت امام دو بار در سخنرانیهایشان فرمودند این آیه پیغمبر را پیر کرد. علامه میفرمایند که خدا به پیغمبرش فرمود «فاستقم» یعنی فکری برای تداوم این دین هم بکن، «کما امرت» طوری که من بهت گفتم نه هر جوری، از هر وسیلهای استفاده نکن. که میدانید این پیچیدهترین معارف ولایی و اجتماعی را دارد. «و من تاب معک» آنهایی هم که با تو هستند باید همینطوری کنند. «ولا تطغوا» و طغیان نکنید. علامه –واقعاً اردات پیدا میکند آدم به ایشان- میفرمایند که "طغیان نکن" یکی از مصادیقش این است که از علوم انسانی غربی استفاده نکن برای ادارة مملکت.
حضرت امام و مقام معظم رهبری هم در تفکراتشان این ویژگی هست که دچار خطر سایش نشدند. اولین کسی که در این کشور فرمود نگویید دموکراسی اسلامی، مقام معظم رهبری بود. قبلاً همه میگفتند دموکراسی اسلامی. ایشان فرموند این دموکراسی نیست. دموکراسی ماهیتش قابل اسلامی شدن نیست. ایشان از صلابت فکری بسیار بالایی برخوردار است و الحمدلله ما این الگو را داریم.
مهرماه 89
مشهد مقدس



